✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
وقتهایی هست که آدم نمیتواند از دوست داشتنهایش بگوید ... وقتهایی که باید شمردن بلد باشد که به دو بودن دیگران احترام بگذارد که یک بودن خودش را بپذیرد و خب همین وقتهاست لابد که آدمها وقت خداحافظی به جای همهی آن چیزهایی که نمیتوانند و نباید بگویند به جای همهی آن «دوستت دارم»های پنهان میگویند «خیلی مواظب خودت باش» و این «خیلی» را تکرار میکنند به اندازهی دوستداشتنهایشان . .
✔کتــ☾ــے ...
درهــــوای آغــوشت سخـت خـمارم.... دوای دردم را می خـــــــــواهم، دستانٍ تـــــــــو . .
✔کتــ☾ــے ...
ايمان دارم تمـام ايـن گـلايـه ها از دلتـنگـي ِ آغـوشيست كـه نـدارمـش...!
✔کتــ☾ــے ...
امشب آغوشی گرمتر از کف حمام پیدا نکردم که تو آغوشش از ته دل هق هق بزنم... دارم خفه میشم.. چقدر سخاوتمندانه و بی منت در آغوش گرفته بودم..
✔کتــ☾ــے ...
تو که با آمدنت هیچ چیز نیاوردی برایم نه آرامش ، نه امید به آینده ، نه ... پس چطور با رفتنت تمام اینها را بُردی ؟
✔کتــ☾ــے ...
تـو سراپـا ادعـایـی عزیــــــــزم انـکـار نـکـن! عـشـقـت را چـشـیـدم طـعـم کـــــــشـــــــــک مـیـداد...!
✔کتــ☾ــے ...
لهجه عشق گرفته ام بس که با تو زیسته ام. مرا در آغوش بگیر دلم یک بغل خاطره می خواهد..
✔کتــ☾ــے ...
وانمود کردم به همه ، که خيلي سخت نبود غم رفتن و دل بريدنت وانمود کردم به همه که ديگه اشتياقي نيست واسه دوباره ديدنت يه جور نشون دادم که نه ، يه اتفاق عادي بود همون دو تا درد دلم ، واسه خودش زيادي بود يه جوري گفتم که همه ، بهم ميگن بي عاطفه ميگن که حرف امروزت با ديروزت مخالفه اما شبا يواشکي وقتي که هيشکي نيست پيشم گوشيمو روشن ميکنم ، به عکس تو خيره ميشم ديگه منم و غربت اشکاي بي امون من به کي بگم ديوونتم ، به کي بگم تنگه دلم به کي بگم تنگه دلم ؟