✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
رهگذري آرام از کنارم مي گذرد و بدون احساسي مي گويد : صبح بخير صدايش در صداي باد و باران گم مي شود و به گوش قلبم نمي رسد
✔کتــ☾ــے ...
دیگر نمیخواهم به خیال کسی بروم... آنقدر خوش قدم هستم که هر بار کسی جایم را میگیرد....
✔کتــ☾ــے ...
بعضي وقتا ، شريک ِ تمام ِخاطراتت ، فقط يه شماره ي خاموشه ...!!
✔کتــ☾ــے ...
تــلـــخ مـــنم، همچون چای سرد کــه نگاهش کرده باشی ساعات طولانی وننوشیده باشی. تــلــخ مــنم ، چای یخ کـــه هیچکس ندارد هوسش را...
✔کتــ☾ــے ...
چشمهایت را ببند و دستهایم را بگیر شاید از لای کتاب بیرون آمدم شاید باز خندیدم...
✔کتــ☾ــے ...
کــــاش شاعر بودم شاید می توانستم دستهایت را بسرایم کـــاش نقاش بودم شاید می توانستم دستهایت را نقاشی کنم کـــاش نویسنده بودم شاید می توانستم دستهایت را بنویسم کـــــاش ………… دلــتــنگ ِِ ِآن دسـتهای مهــــــــــربان...
✔کتــ☾ــے ...
حــالا که رفته ای غــمـگـیـنم به سراغ حافــظ می روم همین را می گوید: « بــرود از دل ِ مـن وز دل ِ مـــن آن نـــرود »