✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
فقط دودقیقه محض رضای خدا....فقط دودقیق ادم باش اسمون به زمین نمیاد...
✔کتــ☾ــے ...
یک زن در مراسم ختم مادر خود، مردی را می بیند که قبلا او را نمی شناخت. او با خود اندیشید که این مرد بسیار جذاب است. او با خود گفت او همان مرد رویایی من است و در همان جا عاشق او می شود. اما هیچگاه از او تقاضای شماره نمی کند و دیگر آن مرد را نمی بیند. چند روز بعد او خواهر خود را می کشد. به نظر شما انگیزه ی او از قتل خواهر خود چه بوده است ؟ چند دقیقه با خود فکر کنید و جواب های خود را یادداشت کنید. بعد برا یافتن پاسخ صحیح به پایین همین پست مراجعه کنید
✔کتــ☾ــے ...
پس از مرگش از او پرسیدند : جوانی خود را چگونه گذراندی ؟ ندایی از عرش برآمد که : بدبخت .....، ولش کنین ، برین سراغ سوال بعدی . . . !!!
✔کتــ☾ــے ...
این بچه نظام آبادیا که حمیده رو سوار موتور میکنن میبرن هفت حوض بهش بستنی قیفی میدن و شبش هم کلی با موبایل رو دشک ازش فیلم میگیرن و خاری هستن در چشم این پسر بورژواها که ۵ صبح پا میشن با پرادو میرن دنبال دختره و میرسوننش دانشگاه آزاد گرمسار و تا عصر صبر میکنن کلاسش تموم شه و بعد که میرسوننش خونه موقع خدافظی دستشونو دراز میکنن که دست بدن که دختره میگه: نه کوشیار جان! هنوز زوده
✔کتــ☾ــے ...
......میره لب رودخونه کله پاچه میشستن، یهو آب کله رو میبره........برای کله علف تکون میده. .......دوستش بهش میگه ولش کن نمیتونه فرار کنه، پاهاش دست منه !!!
✔کتــ☾ــے ...
......... میره امریکا ازش میپرسن can you speak english میگه:ما که نفهمیدیم چی گفتی ولی برای اطمینان مادرتو …
✔کتــ☾ــے ...
حال به نظر شما چرا پسرهای ایرانی در این گونه مواقع دست به این نوع ابتکارها نمی زنند؟ الف. چون هویج شدن به اندازه آن چهار گزینه اول، هیجان ندارد ب. چون در چین، دختر کم است و در ایران زیاد ج. چون منتظرند «ابتکار چینی» هم به بازار بیاید بروند بخرند د. چون خودشان هویجند
✔کتــ☾ــے ...
آیا پسرها هویجند؟ در ایران پسرهایی پیدا می شوند که اگر دختر موردعلاقه شان به خواستگاری آنها جواب منفی بدهد، یکی از گزینه های زیر را انتخاب می کنند: ۱. اسید پاشی ۲. قتل روی پل مدیریت ۳. تجاوز یا آدم ربایی ۴. اتاق تمساح ها آن وقت توی چین، پسری به اسم «چنگ کان»، بعد از شنیدن «نه» از دختری به اسم «ژائو»، تحقیق کرده و متوجه شده دختر مورد علاقه اش عاشق عروسکی به شکل هویج است، که شخصیت کارتونی یک انیمیشن است. بنابراین پنجاه دست لباس به شکل این عروسک هویجی (که ده هزار پوند برایش آب خورده) تهیه کرده و به تن خود و ۴۹ نفر از دوستانش پوشانده است . سپس این اکیپ جلوی یک فروشگاه یک نمایش موزیکال رقص را برگذار کرد و «چنگ کان» دوباره از «ژائو» خواستگاری کرده و البته موفق شد و همانجا عروس خانم را در آغوش کشید.
✔کتــ☾ــے ...
به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟میگم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم!
✔کتــ☾ــے ...
رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم,مسئول اونجا میپرسه:شمام اومدین عیادت؟میگم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت!!
✔کتــ☾ــے ...
بچه به دنیا اومده، دکتره با به باباءِ نشونش می ده… باباءِ میگه بچمه؟! میگه:امممم چطوره از خودش بپرسیم؟؟