mahdi4488
یادمان باشد شاید شبی آنچنان آرام گرفتیم که دیدار صبح فردا ممکن نشد، پس به امید فرداها " محبتهایمان " را ذخیره نکنیم
mahdi4488
کاشکی فردا وسط تفریح و گشت و گذار البته تو بیابون یه اینترنت دروست و درمون داشتیم حال میکردیم یعنی یه سیخ جوجه کباب یه لایک تو دنبالر به به چه شود
mahdi4488
البته بین خودمون باشه فقط جوجه کبابش و دوس دارم
mahdi4488
نمیدونم چرا اصلا علاقه ای به این سیزده بدر رفتن ندارم ولی چه کنم که امثال بر خلاف سالهای گذشته مجبورم
mahdi4488
درمقابل تقدیر خداوندمثل کودکی یکساله باش که وقتی اورا به هوا میندازی میخندد، چون ایمان دارد که تو اورا خواهی گرفت.
mahdi4488
کلاغ ها گرچه سیاه اند و آوازشان خوش نیست؛ اما آنقدر با وفایند که در فصل سرد شاخه های خشک درختان را تنها نمیگذارند!؟
mahdi4488
دلبسته به سکه هاى قلک بودیم، دنبال بهانه هاى کوچک بودیم، رویاى بزرگترشدن خوب نبود، اى کاش تمام عمر کودک بودیم
mahdi4488
دردها فراموش میشوند ولی همدردها هرگز... من بودن آنهایی را میخواهم که حتی یادشان زندگی را زیباتر میکند. پس همیشه باش
mahdi4488
! ﻗﻠﮏ ﺑﻐﺾ ﻫﺎﯾﻢ را ﮐﻨﺎرت ﻣﯿﺸﮑﻨﻢ ... اﯾﻦ اﺳﺖ ﻫﻤﻪ ﭘﺲ اﻧﺪازﻫﺎی ﻣﻦ