#وقتي ازت بپرسن كجايي؟ ببيني جايي واسه رفتن نداري،خونه رو سرت خراب شده وتوهم زير آورا مونديو هيچ كي به دادت نرسيد و نفس هاي آخرته و زير آوارِِِِِِ...داري ميسوزي
حس قوي دارم اينقد كه مثلا اگه با يه نفر چت كنم تقريبا تمام كارهايي كه ميكنه رو حس ميكنم حتي اگه جمله هاش يه معني ديگه ديگه رو القا كنه ميتونم حالات روحيشو بفهمم...اگه با يكي ارتباط روحي ودوستي داشته باشم ميزانش بيشتر ميشه...اما #هدفم از گفتن اين مقدمه چيز ديگه اييه! هروقت كه به كوه وبيابان واون دوردستا، فصل يك كوه واسمان نگاه ميكردم يه حس عجيبي منو مسحورم ميكرد، بطوري از روي زمين جدا ميشدم...اين حس توي حركت باد ميون برگهاي يه درخت واز اين قبيل كم نبوده...اما هدفم از گفتن همه اينا چيزيه كه ديروز حسش كردم كه از همه برام ارزشمند تره وتازه فهميدم اين حس قوي به چه درد ميخوره...من ديروز #خـــــــــــــــــدا رو حس ميكردم، البته همه خدار را حس ميكنن،اما من #خـــــــــــــــــــــدا رودر #همـــــــــــــــــــــه-اطرافم حس ميكردم و #هرچي ميديدم #خـــــــــــــــــــــــدا روميديم ، حتي مصنوعات دست بشر...ديروز همچون يك غريق دريايي، غرق درياي وجود #خــــــــــــــــــــــــــدا بودم (به وصف ناقص كلمات!)@✿ ارکیده آبی قرينِ آرشܓ✿ خوش ديروز من اين بودواندكي راحت جسم