mahmoodi
پشتم به تو گرم بودش ســـــردی چرا، تو سنگ صبور من بودی پر دردی چـــــرا...
mahmoodi
بهش گفتم حقیقت را بگو تا روشن شوم ولی وقتی گفت کاملا خاموش شدم...
mahmoodi
روزگــــارم بی تو رنگ خورد بین ما فاصله انداخت ، پر پروازُ بهت داد واســـــه من قفسی ساخت
mahmoodi
فـــکر میکردم تو همــدردی ، ولی نه تو هــــم دردی....
شبت پر ستاره . . . . . .
14 سال و 10 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 35 دقيقه قبلشبت خوش
14 سال و 10 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 33 دقيقه قبل