mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
مات شدم از رفتنت ! هیچ میز ِ شطرنجی هم درمیان نبود.... این وسط فقط یک دل بود که دیگر نیست!
mahmoud
شيخ را گفتند : علم بهتر است يا ثروت ؟! شيخ بی درنگ شمشير از ميان بيرون آورد و مانند جومونگ مريد بخت برگشته را به سه پاره ی نامساوی تقسيم نمود و گفت :سالهاست که هيچ خری بين دو راهی علم و ثروت گير نميکند !!! مريدان در حالی که انگشت به دندان گرفته و لرزشی وجودشان را فرا گرفت گفتند يا شيخ ما را دليلی عيان ساز تا جان فدا کنيم . شيخ گفت :در عنفوان جوانی مرا دوستی بود که با هم به مکتب می رفتيم ، دوستم ترک تحصيل کرد من معلم مکتب شدم... حالا او پورشه دارد ، من پوشه... او اوراق مشارکت دارد، و من اوراق امتحانی... او عينک آفتابی من عينک ته استکانی... او بيمه زندگانی ، من بيمه خدمات درمانی ... او سکه و ارز ، من سکته و قرض . . . سخن شيخ چون بدين جا رسيد مريدان نعره ای جانسوز برداشته و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتندی .
mahmoud
قلبتو ،عشقتو ، حسّتو ،وقتتو هزينه كن .... كه آخرم بره با يكي ديگه ..تنهايي بشه نصيبمون ........... يكي راستو حسيني بِم بگه كه معنيِ رفيقو كيا فهميدن؟؟؟
mahmoud
يك وعده خواهم از تو كه باشم در انتظار *** حاكم تويي در آمدن دير و زود آمدن خويش
mahmoud
طوطی صحبت میکند، اما اسیر قفس است...! عقاب سکوت میکند و دارای اراده پرواز...!
mahmoud
چه جمله ي سختيه اين هاااااا >>>> چه ژست زشتي <<<<
mahmoud
من آن مجنون صحرا گرد تنها در بیابانم *** که حتی در بیابانها به دنبال تو می گردم
mahmoud
مجال من همين باشد که پنهان عشق او ورزم *** کنار و بوس و آغوشش چه گويم چون نخواهد شد
mahmoud
آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند امــا نه وقتی که در ميانشان هستی ، نـه !!! آنجا که در ميان خاک خوابيدی ، “سنگِ تمام” را می گذارند و می روند …
mahmoud
حوصله هم چيز خوبيه..... وقتي تنهايي اعصاب هيچي رو نداري