ملیحه
اشتباه من اين بود كه هر جارنجيدم لبخند زدم ...فكر كردن درد ندارم محكم تر زدند!!!
ملیحه
خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا نکني مرا خدايي ديگر کجاست؟؟؟؟
ملیحه
چه صادقانه با تو ماندم و چه شاعرانه برایت اشک ریختم و تو پایت را روی قطره های اشک من گذاشتی و بیچاره اشک که در شیار پای تو له شد و من باز هم تو رامی خواهم دیگر غرور برای من بی معنی است
ملیحه
رفیق من سنگ صبور غمهام / به دیدنم بیا که خیلی تنهام هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم / چه دنیای رو به زوالی دارم مجنونم و دل زده از خیلیا / خیلی دلم گرفته از خیلیا ...
ملیحه
nima jan dir umadi,ma hamamun a 11,12injaiem ta alan,dg mirim,me xabam nemiyad vali hava roshan shode baz,daram miram,xob dustani k bidaran ruze hamegitun xosh
ملیحه
اي بابا هوا باز داره روشن ميشه و بازم اينجام,اكه اجازه هست ديكه برم.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ملیحه
صد بار به سنگ کینه شکستند مرا از پشت غریبانه شکستند مرا گفتند : که بی ریا باید زیست آیینه شدم باز شکستند مرا
ملیحه
در وطن مثل غریبانم نمیدانم چرا؟ روز و شب سر در گریبانم نمیدانم چرا؟ هر که را روزی دل و جانم فدایش میکنم مثل عقرب میزند نیشم نمیدانم چرا....؟
ملیحه
شبی تنها... میان کوچه ها بی پا... نه در این کوچه ها راهی... نه دست در دست همراهی... زمین دلگیر و پژمرده... دلم غمگین و درمانده... میگذشتم از زمین ها... میکشیدم از زمان ها... مانده بودم در خم راه... یکه و رنجور و تنها...
ملیحه
دلشکسته اي لب بام سيگار مي کشيد . . . خسته بود . . . آنقدر خسته که يادش رفت بعد از آخرين پُک سيگار را به پايين پرت کند . . . نه خودش را...
ملیحه
من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دور اندیش را من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است می روم شاید فراموشت کنم با فراموشی هم آغوشت کنم می روم از رفتنم دل شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش گرچه تو تنهاتراز ما می روی آرزو دارم ولی عاشق شوی آرزو دارم بفهمی درد را تلخی برخوردهای سرد را
ملیحه
به دیار دیگری میروم میروم که شاید کسی یادم کند... شاید به یاد من کسی گریه کند... شاید روزی که بفهمم کسی عاشقم هست... دیگر عاشق نباشم.... چون دیگر نخواهم بود.... ...برای کسی که هرگز یادم نکرد...
ملیحه
نبودت دنیای من... هیچگاه عادت نمیشودبرایم... نبودت دنیای من... روحم می آزارد... نبودت دنیای من آسمان راخط خطی میکند... نبودت دنیای من... دلم را میشکند... شکستنم بهانه است... بهانه ای برای حضورت... بهانه ای برای وجودت...
ملیحه
زمونه و روزگار از من یک گرگ ساخت گرگ نبودم حالا تشنه ی خونم
ملیحه
اینم که دم از عاشقی زد دشنه ی خیانتش رگم رو زد اون رگه عشقمو زد همون رگه احساس من رگی که با اون زده ام اونم با این خیانتش عمرمو زد زد که منم زانوم شکست پهلوبم شکست
ملیحه
شاید یه جور تاوان بود درگیر عشقت شوم عشق بی مهرت شوم عشقی که جز تظاهر نداشت بر من خیری عشقی جز شعار نداشت بر من چیزی عشقه دروغین که عاشقم کرد این چنین نابودم کرد از سایه غریبه ها اخر دشنه ی سادگی کمرم را شکست
سلی ملی خوفی
14 سال و 2 ماه و 16 روز و 8 ساعت و 29 دقيقه قبلsilam,mi30
14 سال و 2 ماه و 16 روز و 2 ساعت و 45 دقيقه قبلu xufi?