ملیحه
اشتباه من اين بود كه هر جارنجيدم لبخند زدم ...فكر كردن درد ندارم محكم تر زدند!!!
ملیحه
از تو دلگیرم که نیستی کنارم .. من دارم میمیرم تو کجایی من باز بی قرارم
میدونی جز تو کسی رو ندارم .. باورم نمیشه اینقدر آسون رفتی از کنارم
ملیحه
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من وعشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن وگوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر اثر از چلچله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم وآن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مساله ای نیست
ملیحه
من از اون کوه غرورت از لبای سوت و کورت از حضور بی تفاوت از نگاه بی عبورت واسه همیشه خستم رو به تنهایی نشستم گوش بده به حرف قلبم تا ببینی که شکستم گرمی دستمو بردی منو به گریه سپردی در جواب شِکوِه گفتی چوب عاشقیتو خوردی سرد و خشک و بی بهاری واسه من عشقی نداری رو تن شیشه ای من مثل سنگی که میباری انتهای این حکایت گریه و بغض و شکایت سهم من از تو همین بود غصه های بی نهایت
ملیحه
یکی بود یکی نبود، اونی که بود تو بودی و اونی که نبود من بودم ! یکی داشت و یکی نداشت، اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم! یکی خواست و یکی نخواست، اونی که خواست تو بودی اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم! یکی آورد و یکی نیاورد، اونی که آورد تو بودی اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم ! یکی برد و یکی باخت، اونی که برد تو بودی اونی که دل به تو باخت من بودم! یکی گفت و یکی نگفت، اونی که گفت تو بودی اونی که " دوست دارم " رو به هیچ کس جز تو نگفت من بودم!یکی ماند و یکی نماند، اونی که ماند تو بودی اونی که بدون تو نماند من بودم
ملیحه
فراموش می کنم فراموش می کنم تقدیزی را که با تو رقم خورده شد فراموش می کنم لحظاتی را که با تو سپری شد فراموش می کنم نفسی را که با نفس تو هماهنگ شد فراموش می کنم دلی را که برای وداع تو ترک خورده شد فراموش می کنم اشکی را که برای انتظار تو جاری شد فراموش می کنم رویاهایی که با تو پروزانده شد فراموش می کنم ارزوهایی که با وجود تو محقق شد فراموش می کنم خونی که با نبض تو در رگ هایم جاری شد فراموش می کنم فراموش می کنم زندگی! دوست! تو.... همه چیز را فراموش می کنم من می توانـــــــــــــــــــــــــــــــــم...
ملیحه
حتی اگر چشمانت بیگانه را بنگرند , حتی اگر دستانت مرا جستجو نکنند , می خواهمت هنوز ... به گمانم در ورای این کلمات می خواستم بگویم که ... دلتنگت شده ام به همین سادگی
ملیحه
دلتنگی هایم را با کدام قایق خیالی روانه دل دریائیت کنم تا بدانی دلتنگتم
ملیحه
ای عشق شکسته ایم مشکن مارا
اینگونه به خاک ده میفکن مارا
مادر توبه چشم دوستی بینیم
ای دوست مبین به چشم دشمن
ملیحه
خداحافظ برو عشقم برو که وقت پروازه برو که ديدن اشکات منو به گريه ميندازه نگاه کن آخر راهم نگاه کن آخر جادست نميشه بعد تو بوسيد نميشه بعد تو دل بست منو تنها بذار اينجا تو اين روزاي بي لبخند که بايد بي تو پرپرشه که بايد از نگات دل کند حلالم کن اگه ميري اگه دوري اگه دورم اگه با گريه ميخندم حلالم کن که مجبورم نگو عادت کنم بي تو که ميدوني نميتونم که ميدوني نفسهامو به ديدار تو مديونم فداي عطر آغوشت برو که وقت پروازه برو که بدرقه داره منو به گريه ميندازه برو عشقم خداحافظ برو تو گريه حلالم کن خداحافظ برو اما حلالم کن حلالم كن
ملیحه
می دونی دلتنگی یعنی چی؟ دلتنگی یعنی اینکه: بشینی به خاطراتت باهاش فکر کنی ... اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی چند لحظه بعد شوری اشکهای لعنتی ، شیرینی اون خاطره ها رو از یادت ببرند ..
ملیحه
دلم گرفته است به ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم چراغهای رابطه تاریکند × چراغهای رابطه تاریکند کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است
ملیحه
اختلاف نداریم کمی جغرافیای ما مختلف است!! قلب من شمال شرقی تنم می تپد قلب تو جنوب مرکزی ات! من دلتنگ ماضی توام که بعید شده تو اسیر حالی،فرقی ندارد ساده یا استمراری فصل مشترکی که نود درجه اختلاف دارد! رویا های تو.....کابوس های من
ملیحه
اقا كسي به جز من اينجا نيس؟
سلی ملی خوفی
14 سال و 2 ماه و 16 روز و 17 ساعت و 15 دقيقه قبلsilam,mi30
14 سال و 2 ماه و 16 روز و 11 ساعت و 30 دقيقه قبلu xufi?