آقا ما تف، شماآبشارنیاگارا. ما بدبخت حقیر، شماكوروش كبیر. ما واشر، شماارباب حلقه ها. ما طرح مسكن مهر، شمابرج العرب. ما مینیمم نسبی، شما ماكسیمم مطلق . ما مداح شما دي جی. ما كویر لوت، شما جنگل بلوط. ما 20:30 شما BBC . آقا اصلا ما قیژقیژ دیال آپ، شما امواج وایرلس. ارادت از اين بيشتر؟خیلی مخلصیم!
نمیشه که تو باشی من و من عاشقت نباشیم فاصله را معنا کن با کتابی که زبانش آمدن است … دست بر دیوار سیمانی بکش لمس قلب من به همین آسانی است … بیراهه ای که به کوچه ی عشق می رسید اشتباه نبود راه را اشتباه آمده بودم پشیمان نیستم! راهنما شده ام ….
ترکه از لای در زنشو نگاه میکرده میبینه یه مرده کنارش خوابیده! باخودش میگه اون که زنمه اونم که منم کنارش خوابیدم! پس او کثافتی که از لای در نگاه میکنه کیه؟؟؟؟!!!!!!
??????? به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید. به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید. به باد گفتم عشق چیست؟ وزید. به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید. به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چیست؟ اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟ دیوانگیست!!!
وفای عشق: پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد...در راه بایک ماشین تصادف کرد و آسیب دیدعابرنی که ازآن حوالی رد میشدندبه سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستارن ابتدا زخم های پیر مرد را پانسمان کردند سپس ب او گفتند:باید ازت عکس برداری بشه تا مطمئن بشیم جایی از بدنت آسیب ندیده. پیرمرد غمگین شد و گفت:عجله دارم نیازی به عکسبرداری نیست! پرستاران ازاو دلیل عجله اش را پرسیدند. پیرمرد گفت:همسرم درخانه سالمندان است.هر روزصبح به آنجا میروم و صبحانه را با او میخورم.نمیخواهم دیر شود پرستاری به او گفت:خودمان به او خبر میدهیم. پیرمرد با اندوه گفت:متاسفانه او آلزایمر دارد.چیزی را به یاد نمی آور حتی مرا هم نمیشناسد! پرستار با حیرت گفت:وقتی انیداند شما چکسی هستید چرا هر روز صبح برایصرف صبحانه پیش او میروید؟! پیر مرد ب صدایی گرفته به آرامی گفت:اما من که میدانم او چه کسی است
hala gadreto mi2nam,gar che forsati namunde,gorbune delet beram k to ro ta inja keshunde,ag gesmat mundanam budu ro tanha nemizashtam migofti bemir mimordam k nagi duset nadashtam....
سلی ملی خوفی
14 سال و 2 ماه و 19 روز و 3 ساعت و 32 دقيقه قبلsilam,mi30
14 سال و 2 ماه و 18 روز و 21 ساعت و 48 دقيقه قبلu xufi?