دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

maniya
زن

دنبال‌شدگان

(23 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(39 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

maniya
maniya

تا حالا شده ڪہ حرف هایت انگار بخشڪد در گلو ؟! چیزـے چنگ بزند تہ وجودت را و تو از دروטּ آرامـ آرامـ بسوزـے ... بے آنڪہ دودـے بلند شود از اندامت ؟ بے آنڪہ حتے بہ فڪر ڪسے خطور ڪند ڪه دارـے تہ مےڪشے؟! مرا ببیـטּ ! شاید تو ببینے در مـטּ ڪہ چگونہ دارمـ مے سوزمـ ... حالا ڪہ ڪارـے از دست ڪسے بر نمےآید ڪاش خدا دست هایش را بہ مـטּ قرض مےداد تا ڪارـے ڪنمـ براـے دلهایماטּ ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
maniya
maniya

میــدانـــم ، میــروم کـم کـم از یـــادت ! بـه آهستگی ِ غـرق شـدن در کـابـــوس !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
maniya
maniya

محض خاطر آن همه دیروز ... نرو ! کمی تحمل کن ببین ... !! ببین قطره های باران وقتی که از هم جدا می شوند چه زود می میرند ...

maniya
maniya

فراموش کردنت کار سختی نیست! کافی است دراز بکشم...
 چشم هایم را ببندم... 
و برای همیشه....
 بــمیــــــــرم!

maniya
maniya

من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم تو آنقدر نخواستی که هیچ چیز از من ندیدی

maniya
maniya

تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو دردش متفاوت باشد ویرانم می کند من از دست رفته ام ، شکسته ام می فهمی ؟ به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛ اما اشک نمی ریزم پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند

maniya
maniya

شجاعت میخواهد ... وفادار احساسی باشی که میدانی ... شکست می دهد روزی نفس های دلت را !!!

maniya
maniya

چه کسی می گوید که من هیچ ندارم . . . ؟! من چیـــــــزهای با ارزشی دارم . . . ! حنجره ای برای بغـــــــض . . . ! چشمانی برای گریه . . . ! لب هایی برای سکـــــــــــوت . . . ! دست هایی برای خـــــــــــــالی ماندن . . . ! پاهایی برای نرفتـــــــن . . . ! شب هایی بـــــــــی ستاره . . . ! پنجره ای به سوی کوچه بن بست . . . ! وجودی بی پاسخ. . . . ! و . . . .

maniya
maniya

روزگاري مي آيد که برگردي ، آن وقت زمان را برايت معنا مي کنم...

maniya
maniya

تمام درد من اینست . . . یک نفر در زندگی من " هست " که " نیست " !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
maniya
maniya

این گـونـه است پــایــان ... او را بـه خـودش می رسـانـی ! و خــودت ، سـرگــردان مـی مــانـی !!!

maniya
maniya

خـــــــــواسـتـنـد از عـشـق … آغــــــــــوش و بـوسـه را حـذف کـنـنـد … عـشـق … ! از آغـوش و بـوســـه حـذف شـد … !!!

maniya
maniya

مداد را برداشتی طرح مرا نه آنگونه که ھستم ھمان گونه که میخواستی کشیدی تمام بھانه رفتنت .....این است که عوض شده ام مداد را بر می دارم طرح تو را ھمان گونه که ھستی می کشم می توانی بروی .....

maniya
maniya

تمــامـی ام را قسمت کــردم ! دو نــیم نمـی شــدم ... یکی بــودم بــا تـــو ... کـاش قــدّم بـه آیـنه نمــی رسـید ! تــا در انعـکاس ِ تصـــاویـــر ، نبـــودنـت را چـــشم بگــذارم ...!

maniya
maniya

باورم شد پاک بودن ذلت است ، عاشقی سوزاندن حیثیت است ، باورم شد عشق ها لحظه ای ست ، بی وفایی قسمتی از زندگیست