مرا که با تو شادم پریشان مکن.....بیا و سیل اشکم به دامان مکن
بیا ، بیا به خاطر عشقم.....دل مرا یک دم ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان..... اگر ندادم جان مرا رها کن
رمیده جان و دل شکسته.... منم به پای پا نشسته
منم به ماتم جوانی.....نشسته نا امید و خسته
شکسته ای دل مرا.....به من بگو چرا چرا
به سنگ غمها
از این قفس کجا گریزم ......که همچو مرغی شکسته بالم
نمی دانم ز غم چه گوم......اگر بپرسد کسی ز حالم
فلک به سنگ نشینه ها.....شکسته قامت مرا
مگر چه کرده ام خدا یا
شکسته پر شکسته پا......به عشق و زندگی جدا
کنون کجا روم خدایا
بیا ، بیا به خاطر عشقم.....دل مرا یک دم ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان..... اگر ندادم جان مرا رها کن
مرا که با تو شادم پریشان مکن.....بیا و سیل اشکم به دامان مکن
بیا ، بیا به خاطر عشقم.....دل مرا یک دم ز غم جدا کن
من عاشقم به پای این پیمان..... اگر ندادم جان مرا رها کن
سلام..دنبال میشید
14 سال و 9 ماه و 17 روز و 8 ساعت و 36 دقيقه قبل