امروز یک مرده شور را دیدم انچنان زیبا میشست که لکه ای هم باقی نمی ماند چرا پدرم از او خوشش نمی اید و مدام گریه میکند و مادرم نیز نفرینش او که مرد خوبیست من دوستش دارم,فقط کاش ناخن هایش را میگرفت تمام بدنم را زخم کرد
@✘ farHad ✘ به او پرواز را آموختم و رهایش کردم تا ستاره دنباله دارم باشد کــــــــــــــــــــــــاش با او از عشق می گفتم تا می آموخت کمی وفادار باشد! کــــاش .........بادبادک کوچک من....
اگر سهمی از فردا داشتم که هیچ… اما اگر فردا سهم من نبود… به یاد این همه سادگی، یک یادش بخیر ساده از سهم خودت برایم کنار بگذار، تا لااقل تلافی کرده باشی، امروزی را که تمام سهمم را برای دلتنگیت کنار گذاشت…
akh
14 سال و 3 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 59 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 58 دقيقه قبلدور از جون
14 سال و 3 ماه و 14 روز و 14 ساعت و 52 دقيقه قبل