سوگُلツ
تو لبخند میزنی ومن آغاز می شوم . تو شیرین لبخند میزنی . لبخند تو ، اگر تمام زندگی نباشد ، بخش بزرگی از آن است . تو لبخند میزنی ، آرام و بی مهابا.کاش می توانستم تمام لبخندهایت را بگذارم توی صندوقچه ی دلم و یا قاب کنم و بزنم به دیوار اتاقم و بنشینم هر روز یک دل سیر نگاهشان کنم . کاش میتوانستم طعم لبخندهایت را بنوشم و آن را چون طعم کودکی تنهایم ، زیر زبان نگه دارم .
سوگُلツ
باز باران.......باز باران....
سوگُلツ
آنه! تکرار غریبانه روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشم هایت، در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود با من بگو از لحظه لحظه های مبهم کودکی ات از تنهایی معصومانه دست هایت آیا میدانی که در هجوم درد ها و غم هایت و در گیر و دار ملال آور دوران زندگی ات حقیقت زلالی دریاچه آب های نقره ای نهفته بود؟ آنه! اکنون آمده ام تا دست هایت را به پنجه ی طلایی خورشید دوستی بسپاری در آبی بیکران مهربانی ها به پرواز درآیی و اینک آنه! شکفتن و سبز شدن در انتظار توست در انتظار توست.....
سوگُلツ
ایرانسل در آینده ای نزدیک: مشترک گرامی راستی با اون طرف به هم زدی؟ بی خیال همراه اولیا همشون همین جورین!!!! صبر کن یه ایرانسلیشو واست جور کنم که همه تو کفش بمونن!!!!!!!!!!!!!!!!!
سوگُلツ
کسی میدونه چرا کاورم عوض نمیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سوگُلツ
منکه لایکمم کار نمیکنه....
سوگُلツ
دیگر ب ان درختی که یک عمر تکیه دادم نمیشود تیکه داد دیگر درخت هم از وجودم شاکیست دیگر روزهای نبودنم فرا خواهند رسید دیگر عمری گذشت هیچو پوچ چون تنها در راهم..