مسعود
من بي تـو مرگ زمستانم حرارتي در دلــــــم نيست تــــو شكوفايي بهاري به اميد آمدنت دلم سبز مي ماند من زردي خـــزانم دهانم طعم گَس ِ دوري مي دهد تــــو ميوه ي تابستاني كي مي رسي تا دهانم شيرين شود؟ . . . مَچيلي
مسعود
نقاره ها زشوق تو دارند گفتگو پيچيده در رواق سحر، عطر سبز هو از خويش مي شوند رها فوج کفتران در سايه سار اين همه سيمرغ آرزو بنگر غريب خسته ي حيرت نصيب را در ازدحام آينه ها، غرق جست وجو اين سايه ي مکدر و درمانده آمده است از خاک درگه تو کند کسب آبرو
مسعود
تمام صداقتم را به صحنه آوردم ... . . . اما تو فقط سايه ي ...از سايه هاي صداقت را ديدي
مسعود
ازقدیم گفتن گرصبرکنی ز غوره حلوا سازی صبر کن چون خداخواسته امتحانت کنه نمیگم فقط تو صبرکنی چون خودمم دارم واسه خاطریه چیز صبرمیکنم روزایی رو داشتم که بی تابی میکردم ولی آخرش به این نتیجه میشم این چیزی که من به خاطرش صبرمیکنم بدون صبرشیرنی نداره میدونم شماهاهم درآرزوهای دورودرازی هستید فقط نمیگم صبرکن بلکه میگم تلاش هم کن شاید چیزی بخوای که باصبرنشه بدستش آورد هرکارمیکنی بایادخدابکن تا آخرش خوب باشه
سلام
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 50 دقيقه قبل توسط آندرویدسلام عليكم
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 48 دقيقه قبلخوبی شما اقا مسعود
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 46 دقيقه قبل توسط آندرویدمتشكرم به مرحمت شما
شماخوبين؟
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبلمرسی خداروشکر اقا مسعود
13 سال و 11 ماه و 16 روز و 7 ساعت و 41 دقيقه قبل توسط آندروید