•– - Mαт - –
گفتم بهار ؟ خنده زد و گفت : دیگر بهار رفته نمی آید گفتم پرنده ؟ گفت اینجا پرنده نیست اینجا گلی که باز کند لب به خنده نیست گفتم درون چشم تو دیگر ؟ گفت دیگر نشان ز باده مستی دهنده نیست اینجا به جز سکوت سکوتی گزند نیست
•– - Mαт - –
یه وقت به سرت نزند كه شعرهایم را بتكانى.... چرا كه رسوا خواهم شد....و همه خواهند دید لحظه لحظه تو را "میان واژه هایم"
•– - Mαт - –
آسون نشو ای همسفر ویرون نشو ای در به در منو به خلوتت ببر معجزه کن خاتون من تولدی دوباره کن
•– - Mαт - –
آسمانی هم باشی مرگت در بستر زمین است چه برسد زمینی باشی و...... اینجا زمین است گرد به هم میرسیم من در زمین و تو به وقت سقوط....
•– - Mαт - –
سپردمت به آب.. مثال گل شناوري و من به رفتنت نظاره گر سپردمت به آب و ميزنم دلم به خواب.. كه باز نبينمت كه رفته اي.. نبينمت دگر كه رفته اي..
•– - Mαт - –
آهای کلاغ قصه ی من بیا قصه من تموم شد تو هم برو رو بخت کسه دیگه........
•– - Mαт - –
وقتی خدا از پشت ، دستهایش را روی چشمانم گذاشت ، از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم ...
ترجمه
13 سال و 3 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 34 دقيقه قبلlikeeeeeee
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 29 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 10 روز و 23 ساعت و 9 دقيقه قبلgood!!!!
13 سال و 2 ماه و 4 روز و 6 ساعت و 14 دقيقه قبلbe ghole charli chaplin
13 سال و 1 ماه و 28 روز و 20 ساعت و 41 دقيقه قبلtoye rakhtekhab hich mardi
na mehrabon nist