mohmmad
آزادی حقیقی آن نیست که هرچه میل داریم انجام بدهیم ، بلکه آن است که آنچه را که حق داریم بکنیم
mohmmad
با کسی گفتگو کن که رسیدن به خرد و آگاهی اندیشه اوست نه خویشتن خویش
mohmmad
تن به تن آسانی و کاهلی نباید سپرد . کاری باش و از این راه شادی و آسایش فراهم کن .
mohmmad
هنر ، قدرت و توانایی نیست بلکه تسلی خاطر است
mohmmad
سامان از پس ساختار درست هویدا می گردد
mohmmad
شاهکارها با گذشت زمان کهنه نمی شوند ، این بماند ، در هر زمانی بسته به موقع و مقام جلوه و جمالی دوباره می یابند چنان که گویی به تازگی مطرح شده اند
mohmmad
آدمهای فرهمند به نیرو و توان خویش باور دارند.
mohmmad
زبان شاعر، تنها برآیند یک کار نقد یا تحلیل نیست. سنتز واقعیت است با خیال و افسانه. سنتزی که توسط حواس – در رابطه ی متقابل با عقل – صورت می گیرد
mohmmad
ازدواج کتابی است که فصل اول آن به نظم است و بقیه فصول به نصر
mohmmad
آنها که غایبند ، کمال مطلوب اند . حاضرین معمولی و پیش پا افتاده اند .
mohmmad
قهرمان واقعی کسی است که سبب خوشی دیگران می گردد.
mohmmad
شورشهای آدمیان ، با بسامدهای پر توان کیهانی خیلی زود به سامانه درست خویش باز می گردد
mohmmad
اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری ریشه و بنیاد جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند
mohmmad
هر جا که عشق بزرگی خانه کرده است خشم بزرگی نیز مسکن دارد