اعتراف یکی از دوستان: مامان بزرگ خدا بیامرز ما تو 95 سالگی فوت کرد. صبح روزی که مامان بزرگم فوت کرده بود همه دور جنازش نشسته بودیم و همه داشتن گریه میکردن.. جمعیتم زیاد بود ... منو داداشمم تو بغل هم داشتیم گریه میکردیم .... اشک فراوون بود و خلاصه جو گریه بود ... یهو دختر خالم که تازه رسیده بود اومد تو حیاط و با جدیت داد کشید: مامان بزرگ زود رفتی ... یهو کل خونه رفت رو هوا ...حالا خندمون قطع نمیشد!!
اگر خواستی بدانی چقدر ثروتمندی هرگز پولهایت را نشمار , قطره ای اشک بریز و دستهایی را که برای پاک کردن اشکهایت می آیند بشمار , این است ثروت واقعی !!! (کورش کبیر)
عمرا کسی که پروفایلش خصوصی باشه رو دنبال کنم
تو پروفشم نمیرم 
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 2 دقيقه قبل
باریک 
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 1 ساعت و 1 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 9 روز و 58 دقيقه قبلسروین چی گفت؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 58 دقيقه قبل
فوش دادم باووو 
13 سال و 1 ماه و 9 روز و 54 دقيقه قبل