دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مهدی

کاش میتونستم بعضیارو از این فلاکتی که توش غرق شدن نجات بدم ولی حیف...{-61-} درباره »
مهدی
مرد - مجرد
امتیاز: 4792

دنبال‌شدگان

(51 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(532 کاربر)

گروه‌ها

(6 گروه)

بازدید

مهدی
مهدی

پروفایلای خصوصی شده رو نه لایک میکنم نه دنبال میکنم بیخود خصوصی ندین.

مهدی
مهدی

@sahel چرا من هر وقت میام نیستی؟

مهدی
مهدی

از آغاز حرفی در میان نبود . گفتن این حرف ، حرفی به میان آورد .

مهدی
مهدی

تو باشی باران باشد و یک جاده بی انتها به دنیا می گویم: خداحافظ.... خداحافظ همین حالا.....

مهدی
مهدی

@Maryam ヅ نگاه كردم به چشمات ، چشماتو بستی نگاه كردم به لبهات لبهات رو بستی بهت گفتم دوستت دارم ، یهو تو آغوشم نشستی

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهدی
مهدی

یه دوست دخترم نداریم هوا که سرد میشه گرمای عشقش گرممون کنه یخ نزنیم

مهدی
مهدی

من نمی خوام تو مال من باشی می خوام مال هرکسی باشی که خودت دوست داری ... چون دوستت دارم و شادی دلت رو می خوام ... و انقدر با شعورم که حق انتخاب رو به خودت بدم

مهدی
مهدی

@•▪●۩ اسی ۩●▪• تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي من تمام دنيا هستي.

مهدی
مهدی

سوت پایان را بزن من حریف هرزگی تو و احمق بودن خودم نمی شوم . . . .

مهدی
مهدی

پرنده ای قفسی عادت دارن به بی کسی

مهدی
مهدی

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

مهدی
مهدی

یه حرف قشنگ نداری امشب بهم قرض بدی؟ فردا از خجالتت در میام! (شریعتی خطاب به الهی قمشه ای)

مهدی
مهدی

بزرگترين درس زندگی اينست‌که گاهی احمق‌ها هم درست می‌گويند.

مهدی
مهدی

شب بخیر دوستان

مهدی
مهدی

غضنفر میره سلمونی، میگه: جناب این ریش مارو اصلاح کن. سلمونیه می‌بینه طرف ساده است، میگه بگذار یکم سرکارش بگذاریم. بهش میگه: ‌خشک بزنم یا تر؟ غضنفر میگه: ‌یعنی‌چی، چه فرقی میکنه؟ میگه: ببین، اونایی که وقتی بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمی زنند، ولی اونایی که سابقشون پاکه خشک می‌زنند. غضنفر بهش برمی‌خوره،‌ میگه:‌ یعنی چی آقا؟! معلومه که باید خشک بزنی! یارو هم شروع میکنه همینجور خشک خشک ریش بدبخت رو تراشیدن. یکم که میزنه، غضنفر پدرش درمیاد، میگه : وایسا، وایسا! یه چیزایی داره یادم میاد!

مهدی
مهدی

دلی در سینه داشتم كه اتش عشق یار در آن شعله گرفت اما از دوریش در تنهایی سوخت و دیگر جانی نگرفت