مهدی
در سکوت می توان نگاه را معنا کرد و آن را با عشق به دل پیوند زد می توان بهار را به دیدار برگهای خزان زده برد و برای رازقی های امید از عطر دوست داشتن گفت می خواهم سکوت کنم و تنها به حرف نگاهت گوش کنم
مهدی
من زیاد فکر نمی کنم گهگاهی فکر می کنم اما هر موقع فکر می کنم ، به تو فکر می کنم
مهدی
در مشرق عشق ، دشت خورشید تویی در باغ نگاه یاس ، امید تویی در بین هزار پونه آن کس که مرا چون روح نسیم زود فهمید تویی
مهدی
روی آن شیشه تبدار تو را ها کردم اسم زیبای تو را با نفسم جا کردم شیشه بدجور دلش ابری و بارانی شد شیشه را یک شبه تبدیل به دریا کردم
مهدی
بر تن ما نکند اتش دوزخ اثری چون به آتشکده مهر شما سوخته ایم
مهدی
در حجم خیال به راستای نگاه تو می نگرم به نقطه ایمان تو در رکاب شراب به سوی تو پرواز می کنم به آخرین ستاره چه می شود اگر ببینم تو را بدون خیال بدون شراب آه. . . چه بگویم منی که در هر نماز نبض ایمانم به دو یا به سه می رسد با این رکوع چگونه تو را در قنوت از او طلب کنم ؟
مهدی
دلواپسی من از نیامدنت نیست! می ترسم در پس این دل دل زدن ها بیایی و دلخواه تو نباشم
مهدی
از انسان ها غمی به دل نگیر: زیرا خود نیز غمگینند، با آنکه تنهایند ولی از خود می گریزند،زیرابه خود و به عشق خود وبه حقیقت خودنیز شک دارند، پس دوستشان بدار اگر چه دوستت نداشته باشند..
مهدی
چشمهایم را شستم جور دیگر دیدم اما باز هم تو همان بودی باید دوستت داشت
مهدی
مردن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها
عمرا کسی که پروفایلش خصوصی باشه رو دنبال کنم
تو پروفشم نمیرم 
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبل
باریک 
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبل

13 سال و 1 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 52 دقيقه قبلسروین چی گفت؟؟؟؟
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 52 دقيقه قبل
فوش دادم باووو 
13 سال و 1 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 48 دقيقه قبل