مهدی برفی
بهشت هم خشک سالیست!!! این را دیشب از کف پای مادرم که ترک خورده بود فهمیدم…
مهدی برفی
غضنفر به تاكسی میگه آقا چند میگیری منو برسونی به راه آهن؟ راننده میگه 1000 تومن غضنفر میپرسه واسه چمدونام چند میگیری؟راننده میگه هیچی. غضنفر میگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم.
مهدی برفی
روزی بیل گیتس به رستورانی میره و بعد از تموم شدن غذاش ۲ دلار به گارسون پاداش میده. گارسون تعجب میکنه و میگه جناب بیل گیتس، دختر شما دیروز به همین رستوران اومد و ۱۰۰ دلار به من پاداش داد، داستان کوتاه شما فقط ۲ دلار پاداش دادین ! داستان زیبا بیل گیتس در جواب گفت: اون دختره یک بیلیونر هست و من پسره یک کشاورز !
مهدی برفی
سکوتم را نکن باور . . .
من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم . . .
من آن خرمن ، من آن انبار باروتم که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر . . .
مهدی برفی
گاه می توان براى یک دوست چند سطر سکوت به یادگار گذاشت ، تا او در خلوت خود هر طور که خواست آنرا معنا کند . . .
مهدی برفی
سرفه می کنم بیرون نمی پرد ، سکوت بدی در گلویم نشسته.....
مهدی برفی
سکوت سرشار ازناگفته هاست وناگفته ها پر بها ترین داشته هاست .
مهدی برفی
سکوتم را به باران هدیه کردم/ تمام زندگی را گریه کردم/ نبودی در فراق شانههایت / به هر خاکی رسیدم تکیه کردم.
مهدی برفی
مگر بین منو تو چقدر فاصله است که هر چقدر سکوت میکنم ... نمیشنوی ؟..
مهدی برفی
نمی خواهم بمیرم ، با که باید گفت ؟ کجا باید صدا سر داد ؟ در زیر کدامین آسمان ، روی کدامین کوه ؟ که در ذرات هستی رَه بَرَد توفان این اندوه که از افلاک عالم بگذرد پژواک این فریاد ! کجا باید صدا سر داد ؟ فضا خاموش و درگاه قضا دور است زمین کر ، آسمان کور است نمی خواهم بمیرم ، با که باید گفت ؟ اگر زشت و اگر زیبا اگر دون و اگر والا من این دنیای فانی را هزاران بار از آن دنیای باقی دوست تر دارم . به دوشم گرچه بار غم توانفرساست وجودم گرچه گردآلود سختی هاست نمی خواهم از این جا دست بردارم ! تنم در تار و پود عشق انسانهای خوب نازنین بسته است . دلم با صد هزاران رشته ، با این خلق با این مهر ، با این ماه با این خاک با این آب ... پیوسته است . مراد از زنده ماندن ، امتداد خورد و خوابم نیست توان دیدن دنیای ره گم کرده در رنج و عذابم نیست هوای همنشینی با گل و ساز و شرابم نیست . جهان بیمار و رنجور است . دو روزی
مهدی برفی
میدونی عزیزم، دنیا رو خیلی کوچیک میبینم که بخوام بگم یه دنیا دوستت دارم...!
مهدی برفی
تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت ، تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت تا به کی با ضربه های درد باید رام شد یا فقط با گریه های بیقرا آرام شد بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار خسته از این زندگی با غصه های بی شمار...
nice
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 29 دقيقه قبلtnx
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 9 ساعت و 28 دقيقه قبلlike



13 سال و 2 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 15 دقيقه قبلممنونم
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 32 دقيقه قبل