دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مهدی برفی

مهدی برفی
مرد - مجرد
امتیاز: 2892

دنبال‌شدگان

(600 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(361 کاربر)

گروه‌ها

(29 گروه)

بازدید

مهدی برفی
مهدی برفی

بهشت هم خشک سالیست!!! این را دیشب از کف پای مادرم که ترک خورده بود فهمیدم…

مهدی برفی
مهدی برفی

بچه های آلوچه ای و لواشکی بفرمایین

مهدی برفی
مهدی برفی

سه نفر دیر به قطار میرسن ، دنبالش میدون ، دو تاشون سوار میشن ، سومی نمی رسه ، شروع میکنه به خندیدن . میگن چرا میخندی ؟ میگه : آخه اونا واسه بدرقم اومده بودن

مهدی برفی
مهدی برفی

غضنفر میره آزمایشگاه داد میزنه میگه چرا جواب خون شهدا رو نمیدین؟

مهدی برفی
مهدی برفی

دو تا خجالتی با هم ازدواج می کنند بچه شون آب می شه

مهدی برفی
مهدی برفی

مادر : پسرم ، من دارم می رم خرید یه وقت به كبریت دست نزنی ها پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم

مهدی برفی
مهدی برفی

غضنفر با دوست دخترش میرن پارك غضنفر میگه :عزیزم اگه این درخت كاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟ دختره میگه اگه زبون داشت میگفت احمق من زردآلوام نه كاج ...

مهدی برفی
مهدی برفی

معلم کلاس اول از ساسان کوچولو می پرسه ..اگه تو 10 تا شکلات داشته باشی 2 تاشو بدی به سمیرا..3 تاشو بدی به مریم و یه دونه هم بدی به شراره اونوقت چی خواهی داشت؟؟؟ ساسان میگه .خوب معلومه 3 تا دوست دختر جدید

مهدی برفی
مهدی برفی

غضنفر به تاكسی میگه آقا چند میگیری منو برسونی به راه آهن؟ راننده میگه 1000 تومن غضنفر میپرسه واسه چمدونام چند میگیری؟راننده میگه هیچی. غضنفر میگه پس چمدونام رو ببر من هم اومدم.

مهدی برفی
مهدی برفی

نجّار پیری بود که می خواست بازنشسته شود. او به کارفرمایش گفت که می خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی دغدغه در کنار همسر و خانواده اش لذّت ببرد. کارفرما از اینکه دید کارگر خوبش می خواهد کار را ترک کند، ناراحت شد. او از نجّار پیر خواست که به عنوان آخرین کار تنها یک خانه دیگر بسازد. نجار پیر قبول کرد، اما کاملا مشخص بود که دلش به این کار راضی نیست. او برای ساختن این خانه از مصالح بسیار نامرغوبی استفاده کرد و با بی حوصلگی به ساختن خانه ادامه داد. وقتی کار به پایان رسید، کارفرما برای وارسی خانه آمد. او کلید خانه را به نجّار داد و گفت:" این خانه متعلق به توست، این هدیه ای است از طرف من برای تو "

این ارسال را بازنشر کرده است.
مهدی برفی
bill gates-saidaonline.jpg مهدی برفی

روزی بیل گیتس به رستورانی میره و بعد از تموم شدن غذاش ۲ دلار به گارسون پاداش میده. گارسون تعجب میکنه و میگه جناب بیل گیتس، دختر شما دیروز به همین رستوران اومد و ۱۰۰ دلار به من پاداش داد، داستان کوتاه شما فقط ۲ دلار پاداش دادین ! داستان زیبا بیل گیتس در جواب گفت: اون دختره یک بیلیونر هست و من پسره یک کشاورز !

مهدی برفی
مهدی برفی

سکوتم را نکن باور . . . من آن آرامش سنگین پیش از قهر طوفانم . . . من آن خرمن ، من آن انبار باروتم که با آواز یک کبریت آتش می شوم یکسر . . .

مهدی برفی
مهدی برفی

دلم خونه دلم خونه وجودم بی اون داغونه.نمیدونه نمیدونه کسی حالمو جز خدا نمیدونه

مهدی برفی
مهدی برفی

گاه می توان براى یک دوست چند سطر سکوت به یادگار گذاشت ، تا او در خلوت خود هر طور که خواست آنرا معنا کند . . .

مهدی برفی
مهدی برفی

سرفه می کنم بیرون نمی پرد ، سکوت بدی در گلویم نشسته.....