حامد*مهدی سابق*
کمی زود بود، ولی ... دعایت گرفت مادر بزرگ !!! پیر شدم ... !!!
حامد*مهدی سابق*
کجای نوشته های من غیر قانونیست کجایش که بند به بند قانونت رابر رخ من میکشانی دنبالر
حامد*مهدی سابق*
مَــــــــرد... .. کسی دستــهايت را نمی گیرد... .. در جيبــــت بـــگذارشان...شايد.... .. خاطره ای ته جيبت مانده باشد.... .. که هنوز گرم استــــــــــ.....!
حامد*مهدی سابق*
درد تنهایی کشیدن •مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی روی کاغذِ سفید •شاهکاری میسازد •به نامِ دیوانگی...! •و من این شاهکارِ را •به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خریده ام... •تو هر چه میخواهی مرا بخوان •دیوانه •خود خواه •بی احساس....... •نمیــــــــفروشــــــــــم..!
حامد*مهدی سابق*
دز بوسه هایت آنقدر بالاست که تصورش هم مرا مست میکند قول میدم بد مستی نکنم ؛ بگذار زیاد از پیکِ لبانت بنوشم بی احساس البته... انگار لیوان است به سلامتی ِ هر دو مان ..... نوش