@ᵾ ₰ ᵿ ℓ ای کاش ترا این لب پر خنده نمی بود شاید دلم از مهر تو آکنده نمی بود یا بود چنین از همه بر کنده نمی بود بازیچه ی این عشق فریبنده نمی بود در چشم خمارت غم آینده نمی بود یا بود غمی بود که پاینده نمی بود افسوس که در چشم تو دریای غمی هست وان بار گران افت ابروی خمی هست
@هیــــــــــوا من را نبود یار به جز بخت سیاهم افسوس و صد افسوس بر این عمر تباهم چندی است ه از ساده دلی چشم به راهم دریاب و بخوان دوستی ات راز نگاهم هر لحظه بلند است به دنبال تو آهم آخر من بیچاره مگر چیست گناهم؟ ای دلبر ساحل تو چرا رحم نداری؟ افسوس و صد افسوس به ما رحم نداری