صدای پای باران
هنر آن است که بمیری، پیش از آنکه بمیرانندت و مبدأ و منشأ حیات آنان اند که اینگونه مرده اند. سید الشهدای هنرمندان
صدای پای باران
ما که با خُمسِ سابقهی تو، دادِ خستگی میکنیم؛ تو بر ادعایِ ولایتمداریِ مدرنِ پدر و پسری تلخ میخندی… و زیرِ لب همراه شهدا میخوانی: نصر من الله و فتح قریب و بشر الصابرین!!!
صدای پای باران
می دانم؛ تو یک روز می آیی!!! اما طعم تلخی این روزهای نبودنت تا همیشه در ذهنم در دلم می ماند… حتی اگر بیایی، این تنهایی ها شب گریه ها این زخم های دل تاول های روح این غصه های تمام نشدنیِ بغض شده در گلو جایی گوشه ی این دل می ماند می ماند و تا همیشه به همه ی زندگی من به همه ی بودنم به همه ی روزهای فردایم - حتی همان لحظه های با تو بودنم - پوزخند می زند…
صدای پای باران
دارم سریال 24 رو می بینم . اولش هستم . راستی می دونید آمریکایی ها با کلاه گشاد "24" سرانجام پس از چند سال اوباما را اوردند سر کار ..... خیلی هیجان سریال بالاست
صدای پای باران
پله پله تا آمدن منجی......چقدر فرق است میان من و تو ! تو … فکر جمع کردن یارانی … من … فکر جمع کردن یارانه …
صدای پای باران
نگارا نگارم از چه؟ از راز آن پروازهای عاشقانه یا از سر این ماندن؟ که هر آینه آن راز و این اسرار تنها تو دانی و تو... چه فایده گفتن از چشم هایی که دوست دارد بر زمین های سوخته خرمشهر برکتیبه های آن بگوید که ترکش خورده و نای باریدنش نیست. او از تبار آنهاهاست آنجایی که تانک ها می غریدند و شهر آتش گرفته بود. همان جا که زمزمه ای در گوش نخل ها بلند شد و پیچید.
صدای پای باران
مادر جان.... آنجا که قدر تو چون شب قدر شد نهان//دیگر شگفت نیست که قبرت نشان نداشت
صدای پای باران
فاطمه آیینه ی حیدر نماست فاش بگو: فاطمه شیر خداست.چیست در آینده حیرت فزا ؟ یک دل طوفانی غیرت فزا.آینه در آینه تکثیر شد. آینه خندید جهانگیر شد.فاطمه خود کیست؟ نمود علی! کیست علی؟ فاطمه منجلی ! فاطمه ای مذهب و آیین من! آیینه روشنی دین من.فاطمه ای مادر آزادگی.وی تو صمیمانه ترین سادگی.فاطمه ای نقش نگین خدا.آب حیات دل و دین خدا.خلق ز وجدت به وجود آمدت است.بر در مجدت به سجود آمد است.مرحوم آقاسی
صدای پای باران
مادر یعنی عشق یعنی محبت بدون هیچ چشم داشت.مادر یعنی بهشت یعنی بالاتر از بهشت(الجنة تحت اقدام الأمهات)یعنی راه رسیدن به بهشت