mehdi
انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد.چارلی چاپلین
mehdi
از چارلی چاپلین میپرسند: خوشبختی چیه؟ میگه خوشبختی فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدیه.
mehdi
این نیز بگذرد… اما ای کاش از جای دیگری بگذرد و همش از روی دهان ما نگذرد!
mehdi
برای خواهر دوستم خواستگار بسیجی اومده بود چند شب پیش بعد رفتن تو اتاق حرف بزنن پسره گفته : شهید مورد علاقه شما کیه؟!؟! من ))))))))) دوستم خواهرش @@@ آرمانهای امام بشار اسد سردار رادان شهرام شپره پایگاه مقاومت بسیج جامعه ی روحانیون مبارز دانشجویان پیرو خط امام مکارم شیرازی
mehdi
رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان
mehdi
احساس تو چون طراوت باران است بر زخم شکوفه های گل درمان است هر وقت که در هوای تو می چرخم انگار نفس کشیدنم آسان است
mehdi
عشق یعنی خونی و فانی شدن عشق یعنی عاشق دلبر شدن از برای خنده معشوق خود سوختن فانی شدن عشق یعنی یک سکوت زندگی عشق یعنی یک شلوغی در درون عشق یعنی واقعیت با خیال عشق یعنی عاشق رویا شدن عشق یعنی از برای دیگری فانی شدن عشق یعنی یک کتاب ناتمام
mehdi
برای خودم...مردی شده ام بی صدا گریه میکنم این روزها در سکوت سرسخت دنیا...مواظبم باش ... قلبم...هنوز..زنانه می تپد...
mehdi
اسکناسه مچاله ی تو دستمو سمت راننده تاکسی گرفتم ، گفت : یه نفری ؟ آهسته گفتم خیلی وقته .
mehdi
روزگاریست همه عرض بدن میخواهند همه از دوست فقط چشم و دهن میخواهند دیو هستند ولی مثل پری میپوشند گرگ هایی كه لباس پدری میپوشند آنچه دیدند به مقیاس نظر میسنجند عشق ها را همه با دور كمر میسنجند خوب طبیعی است كه یك روزه به پایان برسد عشق هایی كه سر پیچ خیابان برسد...
mehdi
برهنگی بیماری قرن ماست.شاید حرفهایم خنده دار باشد اماگمان میکنم کسی تن عریان تو را دوست داردکه تو روح عریان او را دوست داری
mehdi
ای زمانه من ازاین گردش توسیر شدم بس که آزرده شدم خسته ودلگیرشدم ای مرگ چرادرآغوش نمی گیری مرا؟ به خیالت جوانم؟...پیرشدم
mehdi
اگه به این 5 تا سوال پاسخ دهید خیلی باهوشید!! کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر میرسد؟ کدامشان دوقلو میباشند؟ چند تا زن در عکس دیده میشود؟ چند نفرشان خوشحال هستند؟ چند نفرشان ناراحت میباشند؟
mehdi
چه باید گفت که دل یار مانیست که عاشقی دگر در کار مانیست نبای دمردن از بودن جدا شد که باید دست به دامن خدا شدهمتی کرد قصه ای گفت برای دیگران باید بگوییم برای دیگران باید بجوئیم برای دیگران در کوره راهها جلو افتاد و راهها بجوئیم دیگر از ما گذشت برای دیگران باید بگوئیم برای دیگران باید برویم برای دیگران باید بخوانیم گرچه پیر گشتیم گر در انتها سرگذشتیم گر تابشی از تو باشد خورشید میخکوب است از چشم من یار مغلوب است...