mehdi
فریادها مرده اند ،سکوت جاریست ، تنهایی حاکم سرزمین بی کسی است می گویند خدا تنهاست ما که خدا نیستیم پس چرا از همه تنهاتریم
mehdi
زندگی ..... چیزی نیست جز زیستن یکی با نام زشت یکی با نام نیکو یکی با حسرت یکی با اندوه انچه گذشت دیروز گذشت پس باید به فکر فردا بود
mehdi
چه باید گفت که دل یار مانیست که عاشقی دگر در کار مانیست نبای دمردن از بودن جدا شد که باید دست به دامن خدا شدهمتی کرد قصه ای گفت برای دیگران باید بگوییم برای دیگران باید بجوئیم برای دیگران در کوره راهها جلو افتاد و راهها بجوئیم دیگر از ما گذشت برای دیگران باید بگوئیم برای دیگران باید برویم برای دیگران باید بخوانیم گرچه پیر گشتیم گر در انتها سرگذشتیم گر تابشی از تو باشد خورشید میخکوب است از چشم من یار مغلوب است...
mehdi
نیمکت باهم بودنمان تنهاست...من دل نشستن ندارم"تودلیل نشستن باش.
mehdi
یکی از بهترین حس ها مالِ وقتی که ازش جدا میشی میای خونه...دستات بویه عطرشو میده.......
mehdi
راز باش ولی فاش نشدنی , توی قفس باش ولی رام نشدنی!! ♥خاص بودن خاصیتِ ماس ♥
mehdi
مهمون ناخــــــــــونده...... دلم که مهمون نمیخواســــــــــــــــــــــــــــــت ، کی گفت که مهمونم بشــــــــــــــــــــــــــــی؟ کی گفت بیای توقلبم ومهمون ناخونده بشـــــــــــــــــــــــــی؟ کی گفت که ازچشای من خواب و بدزدی و بری؟ کی گفت پریشـــــــــــــــونم کنی ، کی گفت بــــــــــــــری؟ کی گفت بــــــــــــــــری؟
mehdi
چه زیبا! گفتم دوستت دارم ! چه صادقانه پذیرفتی! چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد ! چه ابلهانه! با تو خوش بودم ! چه کودکانه ! همه چیزم شدی ! چه زود ! به خاطره یک کلمه مرا ترک کردی ! چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم ! چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد! و چه بیرحمانه! من سوختم…
mehdi
دیگر هوای برگرداندنت را ندارم هر جا که دلت می خواهد برو فقط ارزو میکنم... وقتی دوباره هوای من به سرت زد انقدر اسمان بگیرد که...!... با هزار شب گریه ارام نگیری و اما من !!! بر که نمیگردم هیچ، عطر تنم را هم از کوچه های پشت سرم جمع میکنم که لم ندهی روی مبل های "راحتی" با خاطره هایم قدم بزنی
mehdi
هر چیزی قاعده ای دارد جز عشق............... و عشق انگار تا ابد بی قاعده است
mehdi
کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند .. کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری باید باغ ِ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد .. یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی پای هر خداحافظی یاد میگیری که خیلی می ارزی ...
mehdi
نه من تورو واسه خودم نه ازسر هوس میخوام عمردوباره ی منی تورو واسه نفس میخوام؛
mehdi
برای بعضی از دردها نه میتوان گریه کرد... نه میتوان فریاد زد... نه میتوان حرف زد... برای بعضی از دردها فقط میتوان نگاه کرد و بی صدا شکست...!
mehdi
زیباترین حکمت دوستی به یاد هم بودن است، نه در کنار هم بودن... !!