MehraN
بابام گفت پاشم برم نون بیگیرم منم گفتم بزار من خودم میرم. گفت نه پسرم خودم میرم. منم دیگه اومدم تیریپ معرفت بزارم کیلید کردم که الا و بلا من باید برم.. یهو قاطی کرد برگشت گفت: لازم نکرده توله سگ! تو میری سه تا نون میخری دو تاشو تو راه میخوری..!
MehraN
روزی به لقمان فقط نگاه کردند و هیچ نگفتند. خلاصه خودش خسته شد گفت از بی ادبان!!!
MehraN
مامانم هروقت میخواد بیاد تو اتاقم با یه شدت عجیبی در رو باز میکنه ! همین روزاست که اول گاز اشک آور قِل بده تو بعد با پاش بزنه درو بشکونه بیاد …
MehraN
همیشه در هر فداى سرت یه خاک بر سرت به صورت مستتر و بالقوه وجود داره !