mehrdad
يکي از فانتزيام اينه که سر جلسه امتحان بشيينم بعد با نگاه کردن به سوالات, پاينش بنويسم : . . . . . . . . . . . . . . "مَردي نَبُوَد فتاده را پاي زدن .. گر دست فتاده اي بگيري مَردي" بعد برگه رو تحويل بدم برم!!! ما همچين آدمي هستيم....
mehrdad
زن جنس عجیـــــبی ست چشم هایش را که می بنـــــدی ؛ دید دلــــش بیشتر میشود ! دلش را که میشــــکنی ؛ ... بـــــاران لطافت از چشم هایش سرازیــــــر، انگـــــار درست شده تا روی عشــــق را کــــــم کند !.............................
mehrdad
دیدین صبحا که بیدار میشین بعدش یه لحظه دوباره میخوابین بیدار که میشی میبینی ۳۰دقیقه گذشته ؟؟؟ حالا تابلوئه که ۲دقیقه بیشتر نخوابیدیا ! فکر میکنن ما خریم !!!
mehrdad
برنگرد کمی عوض شدم دیریست از خداحافظی ها غمگین نمیشوم به کسی تکیه نمیکنم از کسی انتظار محبت ندارم خودم بوسه میزنم بر دستانم سر به زانو هایم میگذارم وسنگ صبور خودم میشوم نگران خودم میشوم برای خودم هدیه میخرم با خودم ساعت ها حرف میزنم در دنیای خودم کسی حق ورود ندارد جز خودم
mehrdad
شیـر و رفقـاش نشسته بودن و خوش میگذروندن …
بین صحبت شیره نگاهی به ساعتش میندازه و میگه:
"آُه! اُه! ساعت 11 شده! باید برم! خانم خونه منتظره!"
گاوه پوزخندی میزنه و میگه: "زن ذلیلو نیگا ! ادعاتم میشه سلطان جنگلی!"
شیر لبخند تلخی میزنه و میگه:
"توی خونه یه شیـــر منتظرمه ! نه یـه گاوی مثـل تــو !!
mehrdad
قهر که می کنی
بی حواس ترین آدم روی زمین می شوم
آنقدر که
دست نوشته هایم را توی یخچال پیدا می کنم
بشقاب غذای دست نخورده ام را در کتابخانه
mehrdad
تو روحت .............................................چه خوب خودم برای خودم جوک گفتم از خنده ترکیدم
mehrdad
آقام داره یه ماجرا رو برا بار سوم برام تعریف میکنه و یادش نیس قبلن دوبار گفته.منم مجبورم هی تعجب کنم و بگم ئه نه بابا؟ واقعن؟ چــــــــــــــــــی میگی!!! بگو تو رو جدت!!!که دلش نشکنه یه افسری بخوابونه تو گوشم
mehrdad
یک روز فکر میکردم اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به اتش میکشم اما امروز برای دیدنش حاضر نیستم حتی کبریتی روشن کنم
mehrdad
شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما..شما.. شما..شما…شما شما خیلی تنبل هستین چون همه ی ” شما “های بالا رو نخوندین و حتماً متوجه نشدین که یکی از اونا “سما” هست ! . الان دارین سعی می کنین که” سما ” رو پیدا کنین . . . ! و از اینکه اونو پیدا نکردین نا امید شدین
mehrdad
خوش میگذره مال قدیم بود ، الان دیگه فقط خوشیم که بگذره