چشم هایم را به چشم هایش دوختم و گفتم چشم هایت را ببندتا زیباترین قصه را برایت بگویمچشمانش را بست ...و من آهسته بر روی لبانش خــم شدمو قصه ی یک بوســــه ی شیرین و طولانی را برایش گفتم ...
پسر : یه چیز بگم؟دختر : آره بگو پسر :تو قشنگترین لبخند رو داری که من تو عمرم دیدم !!دختر :من یه چیز بگم ؟پسر : بگودختر :اون فقط بخاطر وجود تو که وجود داره! ♥♥
روسری اذیتت می کنه ؟دلت می خواد وقتی قدم می زنی باد توی موهات بپیچه ؟.........وقتی کـفـتر رو کله ات ریــــــــــــــــــــــــــد می فهمی حجاب مصونیت است نه محدودیت
یکی از فانتزیام اینه که بچه هام یه دو قلوی پسرو دختر بشن! بعد اسم دوتاشونو بذارم "رها".بعد که دعواشون بشه بزنن تو سر و کله ی هم ،داد بزنم بگم:رها، رها رو رها کن!