meysam
پرنده به دانه های روی دام خیره بود. . . چگونه بمیرد ؟؟؟ گرسنه و ازاد ؟؟؟؟؟ یا اسیر وسیر ؟؟؟؟؟؟
meysam
پرسیدند : بهشت را خواهی یا دوست ؟ گفتم جهنم است بهشت بی دوست .
meysam
کاش میشد در غروب آفتاب ، بی صدا با سایه ها کوچید و رفت . . .
meysam
هنوز بچگانه نقاشی می کشم آدمک های من گردن های باریک دستانی خالی دهانی بسته دارند یکروز تصمیم می گیرم نقاش بزرگی شوم چوپانی می کشم که بوی گرگ می دهد
meysam
شعر , نام مستعار تمام زخم های من است ...
گرسنه و آزاد
14 سال و 3 ماه و 3 ساعت و 37 دقيقه قبلباشه انوقت تورو ببینه میخورهااااا گفته باشم....
14 سال و 3 ماه و 3 ساعت و 28 دقيقه قبل