از دیگه از فانتزیهای بنده اینه که با یه بارونی چرم بلند مشکی برم توی پمپ بنزین و همنیجوری که از پمپ بنزین دور میشم سیگارمو یه پُک بزنم و بندازم زمین و همینجور که دارم از اونجا دور میشم پشتش انفجار و آتیش باشه و توی یه باد عجیب که شروع به وزیدن میکنه از اونجا دور شم روانی هم خودتی
یه پشه كشتم رو مانيتورم... سه روزه مي بينمش اعصابم خورد ميشه ولي حسش نیس پاكش كنم. يه دختره خوب، خانه دار ، خوش برو رو، با روابط عموميه بالا مسلط به زبان انگليسي، ساكن کرج ، بياد اينو پاك كنه لدفن !!