میترا
آنکه می خواهد روزی پریدن آموزد ، نخست می باید ایستادن و راه رفتن و بالا رفتن و رقصیدن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند...
میترا
از سرنوشت غمگین نباش !چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرهای جنگل سبز رقصیدند ، شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند ولی نمیدانستند شیر شیر می ماند و سگ ٬سگ. حتی با قلاده هایی از جنس طلا !!!!!!!!!!!!!
میترا
بعضـــى اتفاق هاى خــوبــــــــــــــــ اونقدر ديـر مى افـتن كه بايد رو به آسمـون كـرد و گفتــــــــــــــــــ: وقتــش گذشــتـــــــــ، مـال خــودتـــــــــــــــــ ... .
میترا
ﺯﻧﺪﮔﮯ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﺭﮔﻴﺮﮮ ﺍﺳﺖ، ﻟﻄﻔﺎ ﺻَﺒﺮ ڪ ﻧﻴــﺪ ... .... .. .... . .. ... . . . ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺳﺮﻋـــــﺖ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﮯ ﺑﺴﻴﺎﺭ ڪﻢ ﺍﺳﺘـــــ !!!... ﺗﺎ ﺯﻧﺪﮔﮯ ﺍﺕ ﻟــﻮﺩ ﺷّـﻮﺩ ... ﻋُﻤﺮﺕ ﺗﻤﺎﻡ ﺷــﺪﻩ !!!...
میترا
اين روزها كسي به خـودش زحمـت نمیدهـد یك نفـر را كشـف كنـد ، زیبـایی هـایش را بیـرون بكــِشـد ، تلخـی هـایش را صبـر كنـد ... آدمهـای ِ امـروز، دوستـی هـای ِ كنسـروی می خواهنـد ! یك كنسـرو كه درش را بـاز كننـد ؛ بعـد ...یـک نفـر، شیرین و مهـربـان، از تویش بپَـرد بیـرون ! و هی لبخنـد بزنـد و بگویـد :" حـق بـا تـوسـتــــ " ...