دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

venus

استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن ، دین من است. درباره »
venus
زن - مجرد
امتیاز: 37.75

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(54 کاربر)

بازدید

venus
venus

كه زندان مرا بارو مباد جز پوستی كه بر استخوانم. باروئی آری، اما گرد بر گرد جهان نه فرا گرد تنهائی جانم. آه آرزو! آرزو!

venus
venus

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سال ها به اجبار خواهیم خفت...(دکتر علی شریعتی)

venus
venus

زندگی چیست؟ ...! نان ... آزادی ... فرهنگ ... ایمان ... و دوست داشتن ...! د.ش

venus
venus

مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم.دکتر شریعتی

venus
venus

یادته سهراب گفتی تا شقایق هست زندگی باید كرد...حالا نیستی سهراب ببینی كه شقایق هم مرد دیگه با چی باید دل كسی رو خوش كرد.

venus
venus

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است.فروغ فرخ زاد

venus
venus

آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی، میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی، بارت می‌کنند! از اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسن.دکتر شریعتی

venus
venus

نمی دانم بعد از مرگم چه خواهد شد،نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ،ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد,گلویم سوتکی باشد،به دست کودک گستاخ بازیگوش و او یکریز وپی در پی دم خویش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خستگان خفته را آشفته تر سازدبدین سان.دکتر شریعتی

venus
venus

اگر پیاده هم شده است سفر کن ، در ماندن می پوسی.

venus
venus

به سه چيز تكيه نكن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد

venus
venus

هيچگاه چيزي را خوب نمي فهمي، مگر اينكه بتواني آن را براي مادربزرگت شرح دهي

venus
venus

من رقص دختران هندي را بيشتر از نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون آنها از روي عشق و علاقه مي رقصند ولي پدر و مادرم از روي عادت نماز مي خوانند .دکتر شریعتی

venus
venus

وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن یکی بود یکی نبود یکی بود یکی نبود . این داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد. هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود ، دیگری هم بود . همه با هم بودند . و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم . از دارایی ، از آبرو ، از هستی . انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست . هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما . و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن . و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم . هنر نبودن دیگری !

venus
venus

همیشه به کسی فکر کن که تو رو دوست دارد، نه کسی که تو دوستش داری

venus
venus

روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها یک پسر بچه با خودش چتر آورده بود و این یعنی ایمان.