moein
ادم ، گاهی باید ، شك كند ، به خودش كه ، شاید نبوده ، و ، نباشد ، هیچ وقت از بس كه دیده نمی شود ..
moein
یادت باشـــه هر کـــی بهـت گـفت “عاشقتم” ازش بپرســـی تا ساعت چند؟!
moein
سهم امشب من از تمام آسمان شاید همین یک " آه " باشد که از بستر تنهایی بی نهایتم ... تا آن دوردست ها که هستی جاریست به سویت پروازی به راه دارم همین امشب...
moein
حــُــــرمت نان از قلب بیشـــــتر است آنرا می بوســــــند، این را میشـــــکنند...
moein
باران که میبارد دلم برایت تنگ میشود . . . راه میفتم بدون چتر, من بغض میکنم . . . آسمان گریه
moein
زندگــــــ ــــــــی تابـــــ خوردن خیــــــــال در روز هایی است که هرگــ ــــــــز تعبیر نمیشود.............
moein
از همین حالا میگویم حواست را خوب جمع کن یادت باشد انعام خوبی به قبر کن بده تا قبرم را بزرگ تر و جادارتر از دیگر قبرها حفر کند. می ترسم که مبادا قبرم ، جایــی برای دل پر آرزویم ، نداشته باشد و من در خانه جدیدم باز هم شرمنده دلم شوم .
moein
آدم دلتـــنگ ؛ حرف حالی اش نمی شود …. لطفاً برایش فلسفه نبافید … !!!
moein
مرا که هیچ مقصدی به نامم .. و هیچ چشمی در انتظارم نیست را !.. ببخشید ! که با بودنم ترافیک کرده ام !!
moein
بیایید بگذاریم حرفش را بزند .. خوب به حرفش گوش کنیم (حداقل تظاهر کنیم ) مردانه / زنانه ، خداحافظی کنیم و از یک رابطه بیرون برویم .. تا داغ کشندهء یک رابطهء بی پایان و لنگ در هوا ، تا ابد روی دلش نماند .. به دردهای کشندهء همین روزهای بی پایان قسم ؛ جواب ِ خداحافظی واجب ِ ، نه سلام !
moein
بغض نیمه کاره تکرار دروغ هایت گلویم را می فشارد چشم هایم را می بندم از ساده لوحی بی شرم خاطراتم بیزارم آنگاه که از خودم می پرسم: «هنوز دوستم دارد؟!...حتی به دروغ-»
moein
میگنـ دلتنگ نبـــــاش! هـــــه ! انگـــــار بهـ برف بگی سرد نبـــــاش!
moein
می دانم این پرده که بیفتد من می مانم و جای خالی تو پس تو هم چنان سایه ی خودم باش و روی این پرده بمان