چشم ها نگاه می کنند # دل ها عاشق می شوند. / لب ها سخن می گویند # دل ها زیر و رو می شوند. / تن ها زهم دور می مانند # دل ها تنگ می شوند. / عقل ها دوری از عشق می جویند # دل ها می شکنند. / بیچاره دل هایمان...
ای غم ... / ای مشروع ترین حرام زاده ... / از زنای ِ من و تنهائی ... / این سان که من تو را از جان می پرورم ... / به خدا سوگند ... / بهشت ها زیر ِ پا دارم از این مادری ...
گوشَ ات را بیاور جلو رفیق : / - با صدای ِ آهسته بخوان لطفا ً / - به جان ِ خودم نمی دانی ... ! / وقتی شب ها دارم به خودم می گویم : / " م ح م د جانم ... / مطمئن باش تنهائی ات تمام می شود " ... / چه قدر نگرانم که نکند ... / یک نفر در ِ اتاقم را باز کند ... / و در حالی که به من نزدیک می شود ... / دستش را به طرف ِ من بیاورد ... / و با یک اشاره ی ِ خیلی خاصّی بگوید : / " بیلاخ ... " . ببخشید که بی ادب شدم.

13 سال و 30 روز و 3 ساعت و 43 دقيقه قبل
خدايش بيامرزد و بهشت برين جايگاهش باشد . 
13 سال و 29 روز و 14 ساعت و 24 دقيقه قبلخدا بیامرزه همه ی رفتگان شما رو شیرین خانم. وهمینطور همه ی اسیران خاک رو. ممنونم.
13 سال و 29 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبلروحشون شاد

13 سال و 29 روز و 14 ساعت و 12 دقيقه قبلفاتحه ای نثار روحشون
ممنون عسل. خدا بیامرزه همه رفتگانتون رو.
13 سال و 29 روز و 14 ساعت و 1 دقيقه قبل