تصور کنیم نه کسی را دوست داشته باشیم، نه رنجی داشته باشیم و نه دلتنگی! زندگی چه معنائی خواهد داشت؟ زندگی ِگیاهی هم حتی اینقدر پست نخواهد بود. تا ته ته دوست داشتنها باید رفت، حتی اگر قرار باشد بشکنیم زیر بار آن. این یعنی انسان بودن.
خدا را سپاس که دنیا پر از آدم است اگر از کسی می رنجم، او تمام دنیای من نیست. با هر بی مهری هر بار دلم می شکند با هر قضاوت اشتباه هر بار می شکنم. اما ... باز هم خدا را سپاس که آموخته ام فراموش کنم و آموختم دوباره تکه های قلبم را کنار هم بچینم و با عشق و مهری دوباره قلبم مثل قبل زنده و دقیق بتپد. و روزی اگر دیگر کسی را نداشتم برای دوست داشتن، آن روز پایان قلبم و پایان زندگیم خواهد بود. و دوست دارم اگر کسی را رنجانده ام او هم فراموش کند .... درست مثل من! ببخشیم یکدیگر را تا با هر بخشش هر بار بزرگتر شویم.
داغونم بچه ها ): پسر داییم باید عمل ِ قلب بشه و عمل ِ خیلی خطرناکی داره! دیروز به دختر خالم که اونم کوچیکه گفته یه فکر ِ خوب دارم سما،میخوام روز ِ عملم خودم ُ بزنم به خواب که مامانم فکر کنه خوابم منو نبره بیمارستان...
خانم علویه ای که برای زیارت حضرت زینب و حضرت رقیه علیهماالسلام به شام مشرّف شده بود می گفت : محل رأس الشهداء برای من حالت خاص روحی داشت، همیشه آنجا می رفتم و زیارت می خواندم و با حال خوشی گریه می کردم، روزی در موقع زیارت حال خاصّی پیدا کردم ودریچه ای از عالم دیگر برای من گشوده شد، در آن حال که بیدار بودم مثل خواب دیدن این منظره را دیدم، عدّه ای زن بودند که مادرم نیز در میان آنها بود و از من تشکر می کرد که برایش زیارت و دعا می خوانم، در این اثناء زن بلند قامتی تشریف آوردند، زنها خدمت ایشان حاجت خود را عرض می کردند و من هم حاجت خود را عرض کردم،سپس گفتم: ما مجلس روضه خوانی داریم و در آن زیارت عاشورا می خوانیم،چراشماشرکت نمی کنید؟
فرمودند: من می آیم و شرکت هم می کنم به آن نشانی و دلیل که پسر خاله شما با عیالش یک جعبه شیرینی آوردند در مجلس شما و برای رفع مشکل منزل شان نذر کردند در مجلس زیارت عاشورای شما شرکت کنند، مشکل آنها به واسطه خواندن زیارت عاشورا رفع شد و منزل جدید را ساختند و در آن نشستند، امّا بعد دیگر در جلسه زیارت عاشورا شرکت نکردند.
حاج آقای ابطحی فرمودند: من صاحب نذر را می شناختم، جریان را به او گفتم، رنگش تغییر کرد و به گریه افتاده همسرش را صدا کرد و گفت : بشنو از کجا خبر می دهند و با تأسف گفت: مطلب دقیق همین است که گفتید، چه کنم مشکلات زندگی نگذاشته به نذر خود وفا کنم

13 سال و 1 ماه و 1 روز و 11 ساعت و 13 دقيقه قبل
خدايش بيامرزد و بهشت برين جايگاهش باشد . 
13 سال و 1 ماه و 21 ساعت و 54 دقيقه قبلخدا بیامرزه همه ی رفتگان شما رو شیرین خانم. وهمینطور همه ی اسیران خاک رو. ممنونم.
13 سال و 1 ماه و 21 ساعت و 52 دقيقه قبلروحشون شاد

13 سال و 1 ماه و 21 ساعت و 42 دقيقه قبلفاتحه ای نثار روحشون
ممنون عسل. خدا بیامرزه همه رفتگانتون رو.
13 سال و 1 ماه و 21 ساعت و 31 دقيقه قبل