@آیدا ... ... صبح که چشمانم را بر روی آفتاب باز می کنم، خوشحالم که تو هستی! ضربان قلبم را می شنوم مطمئنم دلیلی دارد این تپشها. شب می شود، خوشحال می شوم که شب هست و تو هستی و در ظلمت شب چقدر خدا پیداست و چقدر نور است و گرما . باز آفتاب سر می زند با بودنت احساس می کنم امروز هدیه ی خداوند است به من.
@شيرين ( آليس در سرزمين عجايب ) ...بچه که بودیم وقتی چشم می ذاشتیم حتی اگه تا صد هم می شمردیم دوست هامون رو پیدا می کردیم. پشت دیواری، توی کمدی، زیر میزی یا پشت درختها. همین جا بود، همین نزدیکی ها، گاهی حتی صدای نفسهاشونو می شنیدیم. اصلا قایم می شدند که پیدا بشن ... که پیدا بشن و ما از خوشحالی جیغ بکشیم . امروز چی؟ همه چیز یه جور دیگه ست. حتی بازیها!

13 سال و 26 روز و 15 ساعت و 52 دقيقه قبل
خدايش بيامرزد و بهشت برين جايگاهش باشد . 
13 سال و 26 روز و 2 ساعت و 32 دقيقه قبلخدا بیامرزه همه ی رفتگان شما رو شیرین خانم. وهمینطور همه ی اسیران خاک رو. ممنونم.
13 سال و 26 روز و 2 ساعت و 30 دقيقه قبلروحشون شاد

13 سال و 26 روز و 2 ساعت و 21 دقيقه قبلفاتحه ای نثار روحشون
ممنون عسل. خدا بیامرزه همه رفتگانتون رو.
13 سال و 26 روز و 2 ساعت و 9 دقيقه قبل