mohammad
چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
mohammad
خورشید بتابد یا نتابد، ماه باشد یا نباشد، شب و روز من یکی شده ، فرقی ندارد برایم ، همه چیز برایم رویا شده ، عشق ت...
mohammad
سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد گر چه خاکسترم و هم سفر باد ولی جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد . . .
mohammad
وقتــی کــه دیــر رسیــدم و بــا دیگــری دیــدمـتــ فهــمیدم کــه گــاهــی هــرگــز نــرسیـدن بهتـــر اسـتــ از دیــر رسیــدنــ . . .
mohammad
تمام اشک های چشمم را به سلامتی تو نوشیدم.... مستانه عربده می کشم تو را...... آری امشب دوباره مستم... قلم را به دریا می زنم... بر روی خاک سجده می کنم... سرم را به باد می دهم... مگو که چهار عنصر را نمی شناسی قبلا آتش گرفته ام......