mohammad
با گریه کردن این دل من زنده می شود دل مرده آمدم که تو احیا کنی مرا اسباب زحمت تو شده اين گدا ولي هرگز مباد از سر خود وا كني مرا تو سفر دار گریه ي ماه محرمی چشمی پر اشک میشوم گر احیا کنی مرا؟ بيت الحرام سينه زنان كوي كربلاست دارم اميد ، مُحرم آنجا كني مرا همراه خویش زائر شش گوشه ام کنی خاک قدوم اکبر لیلا کنی مرا اي روضه خوانِ تنگِ غروب منا بيا پرچم به دوش ماتم كرب و بلا بيا
mohammad
حاجت دستهاي پاك تو را** زودتر از خودت روا كردند** دست هاي گره گشاي تو را **يك به يك از تنت جدا كردند
mohammad
ها در غروب تو ميسوخت **دشت از داغ تو لبالب بود** تكيه گاه حرم! فراق تو **اول بيكسي زينب بود .
mohammad
چى شد چادرى شدم... گفت: اگه گفتی چی شد من بعد از این همه مدت چادر پوشیدم؟ گفتم: چه میدانم، لابد اینطوری خوشتیپ تری! گفت: نچ! گفتم: خب لابد فهمیدی اینطوری حجابت کاملتره مثلاً! گفت: نچ! گفتم: ای بابا! خب لابد عاشق یکی شدی، اون گفته اگه چادر بپوشی بیشتر دوستت دارم!! گفت: نزدیک شدی! گفتم: آها!! دیدی گفتم همهی قصهها به ازدواج ختم میشوند؟ دیدی!! گفت: برو بابا… دور شدی باز گفتم: خب خودت بگو اصلاً گفت: یک جایی شنیدم چادر، لباس “حضرت زهرا”ست، خواستم کمی شبیه “حضرت زهرا ” باشم...
mohammad
از ميان اشک ها خنديده مي آيد کسي خواب بيداري ما را ديده مي آيد کسي با ترنم با ترانه با سروش سبز آب از گلوي بيشه خشکيده مي آيد کسي مثل عطر تازه تک جنگل باران زده در سلام بادها پيچيده مي آيد کسي کهکشاني از پرستو در پناهش پرفشان آسمان در آسمان کوچيده مي آيد کسي خواب ديدم , خواب ديده در خيالي ديده اند از شب ما روز را پرسيده مي آيد کسي
mohammad
اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟ چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي اي آنکه در حجابت درياي نور داري من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟ برعکس چشمهايم چشمي صبور داري از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟ در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟
mohammad
در زندگی ، برای رسیدن از خد به خدا ، یک خط راست و کوتاه لازم است
نامش صراط مستقیم
mohammad
جای تو توی دل شکستست اسمت کلید همه ی درهای بستست وقتی دلم از زندگی سیره یاد تو مرهم واسه ی دلای خستست