mostafa
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐـﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ، ﺍﻭﻧـﯿـﻪ ﮐـﻪ ﻧـﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ . . .!!
mostafa
ای که بی تو خودمو تک و تنها میبینم ....
mostafa
هرکاری میکنه دلم تا بغضمو پنهون کنه کی میتونه فکر تورو از سرمن بیرون کنه
mostafa
الهي در شب فقرم بسوزان ولي محتاج نامردان مگردان عطا کن دست بخشش همتم را خجل از روي محتاجان مگردان الهـــــي کيفرم را ميپذيرم که از تو ذات خود را پس بگيرم کمک کن تا که با ناحق نسازم براي عشق و آزادي بميــرم خدايم اي پناه لحظههايم صدايت ميزنم با گريههايم ....داریوش
mostafa
به بغض در نفس پيچيده سوگند به گلهاي به خون غلطيده سوگند به مادر سوگوار جاودانـــــه که داغ نوجوانان ديده سوگند خدايا حادثه در انتظار است به هرسو باد وحشي در گذار است به فکر قتل عام لالهها باش که خواب گـل به گـل کابوس خار است....داریوش
mostafa
شکنجهگاه اين دنياست جايم به جرم زندگي اين شد سزايم آه اي خدايم بشنو صدايم مرا بگذار با اين ماجرايم نميپرسم چرا اين شد سزايم آه اي خدايم بشنو صدايم گلويم مانده از فرياد و فرياد ندارد کس غم مرگ صدا را ...داریوش
mostafa
بيهمگان به سر شود بيتو به سر نميشود داغ تو دارد اين دلم جاي دگـــر نميشود
mostafa
با تو اي همدرد ، اي عشق با تو درمان يافت اين دل خانه ات جاويد آباد از تو سامان يافت اين دل اي سراپا عاطفه ، جز ياريت ياري ندارم اي کلامت شعر بوسه...داریوش اقبالی
mostafa
تاریخ مرگ و ماتم است تقوم کهنه روی میز هر برگ آن را پاره کن میانه شعله ها بریز باید قلم گرفت به دست تقویم تازه ای نوشت ، باید تن نداد و رفت به جستجوی سرنوشت
mostafa
الهی آنگونه زنده نگهم دار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه مرا بمیرانی که به وجد نیایند از نبودنم
mostafa
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
mostafa
اگر شکستم از تو شکستم اگر شکستی از خود شکستی به دادم برس توای ناجی تبار من به دادم برس توای قلب سوگ وار من
mostafa
روبروت سراب پشت سر خراب ساکت وصبوری دل من مثل بوف کوری دل من زندگیرو باختی دل من مردمو شناختی دل من..
mostafa
غم سرگردونیامو باتو صادقانه گفتم اسمی که اسم شبم بود باتو عاشقانه گفتم
عالی !
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 19 ساعت و 20 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 3 روز و 19 ساعت و 16 دقيقه قبل