mostafa
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐـﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ، ﺍﻭﻧـﯿـﻪ ﮐـﻪ ﻧـﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ . . .!!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
تو تک وتنها تو جاده عشق قدم گذاشتی بی همسفر اخه مسافر دوست دارم من بیا من رو با خودت ببر.بیا که رو لبهام خنده بکاری شادی بیاری برای من بیا وبا دستات اشکام رو پاک کن....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یه حرفایی همیشه هست که از درد توی سینه است
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من خالی از عاطفه و خشم..خالی از خویشی وغربت گیج ومبهوت بین بودن ونبودن ...عشق اخرین همسفر من مثل تو من رو رها کرد حالا دستات مونده وتنهایی من.....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ندارم چاره ای جز سوختن وساختن..........ایییییییییییییییی روزگار
بازی با کلمات و دِل واژه ...
ما هرچه تلخی بود امتحان کردیم ..ولی دیدیم چیزی تلختر از ندیدنت نیست.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
مزن بر سر ناتوان دست زور که روزی در افتی به پایش چون مور
بازی با کلمات و دِل واژه ...
نابرده رنج ....گنج میسر نمی شود
عالی !
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 23 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 20 دقيقه قبل