mostafa
عطرها بی رحم ترین عنصر زمین اند . . . بی آنکه بخواهی میبرنت تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی …
mostafa
وقتی یه آدم میــــــــگه ،هیچ کس منو دوســــــــت نداره منظورش از هیچ کــــس ،یک نفــــــــر بیشتر نیست…همون یه نفری که برای اون همه کســـــــه:-(
mostafa
نبض مرا بگیر.. نبضم نمیزند ..انگار مرده ام... انگار رفته ام ...در برزخی که تو آرام خفته ای...!
mostafa
با چنگال ماست خوردن توی فرقه ی ما . . . . . منطقی تر از اینه که از جات بلند شی بری قاشق بیاری
mostafa
سیستـــم پســـرا هم کلا خیلی جالبه...! موقع دعوا بچه ی پایین شهر میشن..... موقع دختر بازی بچه ی بالا شهر .....! ;-))))))
mostafa
دستت که بلرزد اشتباه مینویسی پایت که بلرزد اشتباه میروی دلت که بلرزد ...
mostafa
نه اینکه زانو زده باشم، نه!!! فقط تنهایی سنگین است.
mostafa
دل است دیگر یا شور میزند یا تنگ میشود یا میشکند آخر هم مهر سنگ بودن ...میخورد روی پیشانیاش
mostafa
به به چه کله پاچه ای بشه ... قربون دستت ابی به هاجر بگو زودتر بیاد کله را بپزه. . . . . . (چند هزار سال پیش در چنین روزی جنتی خطاب به حضرت ابراهیم در حال قربانی کردن گوسفند بجای اسماعیل)
mostafa
زخم هایت را پنهان کن... اینجا مردم زیادی با نمک شده اند ...
mostafa
گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت ! پرسیدند :چه می کنی ؟ پاسخ داد :در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ... گفتند :حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت :شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدم :هر آنچه از من بر می آمد !!!!!