دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mostafa

دلم برای همه حرف هایی که نگفته ام دلم برای همه حرف هایی که نشنیده ام تنگ شده است. میفهمی تنگ است..ت... درباره »
mostafa
امتیاز: 59.75

دنبال‌شدگان

(9 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(29 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

mostafa
mostafa

عطرها بی رحم ترین عنصر زمین اند . . . بی آنکه بخواهی میبرنت تا قعر خاطراتی که برای فراموشیشان تا پای غرور جنگیدی …

mostafa
mostafa

وقتی یه آدم میــــــــگه ،هیچ کس منو دوســــــــت نداره منظورش از هیچ کــــس ،یک نفــــــــر بیشتر نیست…همون یه نفری که برای اون همه کســـــــه:-(

mostafa
mostafa

نبض مرا بگیر.. نبضم نمیزند ..انگار مرده ام... انگار رفته ام ...در برزخی که تو آرام خفته ای...!

mostafa
mostafa

با چنگال ماست خوردن توی فرقه ی ما . . . . . منطقی تر از اینه که از جات بلند شی بری قاشق بیاری

mostafa
mostafa

همین که هستی همین که لابلای کلماتم ... نَفَس میکشی راه میروی در آغوشم میگیری ... همین که پناه ِ واژه هایم شده ای همین که سایه ات هست همین که کلماتم از بی "تو"یی یتیم نشده اند کافی‌ست برای یک عمر آرامش ؛ باش ... حتی همین قدر دور حتی همین قدر.....دست نیافتنی.!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
mostafa
mostafa

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن به هر حال دارم فراموش میکنم فراموش شدنم را . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
mostafa
mostafa

سیستـــم پســـرا هم کلا خیلی جالبه...! موقع دعوا بچه ی پایین شهر میشن..... موقع دختر بازی بچه ی بالا شهر .....! ;-))))))

mostafa
mostafa

بلندترین فریاد دنیا اشكی است كه بی صدا از گوشه ی چشم جاری می شود...!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
mostafa
mostafa

دستت که بلرزد اشتباه مینویسی پایت که بلرزد اشتباه میروی دلت که بلرزد ...

mostafa
mostafa

نه اینکه زانو زده باشم، نه!!! فقط تنهایی سنگین است.

mostafa
mostafa

دل است دیگر یا شور می‌زند یا تنگ می‌شود یا می‌شکند آخر هم مهر سنگ بودن ...می‌خورد روی پیشانی‌اش

mostafa
mostafa

به به چه کله پاچه ای بشه ... قربون دستت ابی به هاجر بگو زودتر بیاد کله را بپزه. . . . . . (چند هزار سال پیش در چنین روزی جنتی خطاب به حضرت ابراهیم در حال قربانی کردن گوسفند بجای اسماعیل)

mostafa
mostafa

زخم هایت را پنهان کن... اینجا مردم زیادی با نمک شده اند ...

mostafa
mostafa

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت ! پرسیدند :چه می کنی ؟ پاسخ داد :در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ... گفتند :حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است و این آب فایده ای ندارد گفت :شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدم :هر آنچه از من بر می آمد !!!!!

mostafa
mostafa

سلامتیه پسری که بلد بود چجوری مخ همه دخترا رو بزنه اما به کسی یاد نداد که دست زیاد نشه