نازنین ( NA - NA)
آمد از باغ نگاهم برگ سبزي چيد و رفت واژه اميد از چشمان من دزديد و رفت او که عمري با غزلهاي دلم خو کرده بود عاقبت از ايل چشم شاعرم کوچيد و رفت
نازنین ( NA - NA)
پلکهاي مرطوب مرا باور کن، اين باران نيست که ميبارد، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزن
نازنین ( NA - NA)
روي آن شيشه تبدار تو را ” ها ” کردم، اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم، شيشه بدجور دلش ابري و باراني شد، شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم، با سرانگشت کشيدم به دلش عکس تو را، عکس زيباي تو را سير تماشا کردم
نازنین ( NA - NA)
شقايق گريه کن دلتنگ يارم – دگر از دوري اش طاقت ندارم
نازنین ( NA - NA)
ميان تو و من فاصله ايست به پهناي يک عمر شايد؛ زياد که نيست ؟ چه رنجي ميکشم من … چه تحملي ميکني تو !!! آغوشمان باز خواهد بود براي رسيدن خسته که نميشوي ؟ چه اگر برسم … چه اگر نرسي چه اگر نيايم …چه اگر نيايي چه اگر نباشم … چه اگر نباشي. بگو که روزي به هم ميرسيم . بگو که هستي . همين
نازنین ( NA - NA)
تو رفتي و من شدم لحظه شمارت / دو قطره اشک مانده يادگارت اگر برگشتي و من را نديدي / بدان که مرده ام از انتظارت . . .
نازنین ( NA - NA)
ميروم ديگر شما يادم کنيد / من که رفتم اين غزل ها را شما دفتر کنيد ميروم تا دل نبندم دل به خوبي هايتان / باز هم دل بستم و زخمي شدم ، باور کنيد . . .
نازنین ( NA - NA)
من شکستم تا تو را عاشق کنم / بعد من باران فقط آب است و بس
هر که بعد از من سراغت را گرفت / زشت يا زيبا فقط خواب است و بس . . .
نازنین ( NA - NA)
من که گفتم اين بهار افسردني است / من که گفتم اين پرستو مردني است
من که گفتم اي دل بي بند و بار / عشق يعني رنج ، يعني انتظار
آه عجب کاري به دستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .
نازنین ( NA - NA)
يک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهار بود ، حيف / باد پائيزي بهارم را گرفت
اعتباري داشتم در پيش عشق / با نگاهي ، اعتبارم را گرفت
عشق يا چيزي شبيه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت . . .
نازنین ( NA - NA)
...!!امروز را براي ابراز احساس به عزيزانت غنيمت بشمار، شايد فردا احساس باشد اما عزيزي نباشد
نازنین ( NA - NA)
آنجا که چشمان مشتاقي براي انساني اشک ميريزد، زندگي به رنج کشيدنش مي ارزد. .... روز خوش
نازنین ( NA - NA)
براي تا ابد ماندن بايد رفت … گاهي به قلب کسي … گاهي از قلب کسي