nafas-74
خاطراتت صف کشیده اند !
یکی پس از دیگری
حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !
و من ...
فرار می کنم
nafas-74
ســاده نيـسـت....
گذشـتـن از كسـي كـه !!!
گذشــته هـايـت را ...
ســاخــته است .
nafas-74
گاهی جلوی آیــــــنه می ایستَم...خودم را در آن میبینم... دست روی شانه هایَش میگذارم.....ومیگویَم چِه تحملی داری..
nafas-74
دردها فراموش میشوند ولی همدردها هرگز… من بودن آنهایی را میخواهم که حتی یادشان زندگی را زیباتر میکند پس همیشه باش ... A
nafas-74
پسری که واقعا دختری را دوست داشته باشد.. تن آن را عریان نمیکند بلکه لباس عروس تنش میکند…
nafas-74
گاهی باید فقط ؛ سیگاری بگذاری روی لب هایت یقه های پالتو ات را بدهی بالا دستهایت را بکنی در جیبت و بروی
nafas-74
لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای خیره به آسمان و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی می کند. زیرلب می گویی دیگه مهم نیست! و یک چیزی توی زندگی ات تمام می شود بترس از روزی که دیگر برایم مهم نباشی…
nafas-74
دردناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که نه کسی گفت چرا و نه کسی فهمید چرا !
nafas-74
بگذار من و زنانگیم تنها بمانیم...
من عمری زنانگیم را از ترس هجوم اجتماع
گوشه اتاق حبس کرده ام...
تو برو...
برو و مردانگیت را به رخ همه بکش...
nafas-74
پاییز که شد؛ به جُرمِ کم کاری اخراجش کردند؛ رُفتگری که عاشق شده بود؛ و برگ ها را قدم می زد و جارو نمی کرد…
nafas-74
تو ... نسخه ی جدید بهشتی در دل دوزخ زخم هایم ... A
nafas-74
جامانده... چیزی... جایی... که هیچ گاه دیگر... هیچ چیز... جایش را نخواهد گرفت
nafas-74
اگه همه ی دنیا کنارت باشن همیشه دلتنگ کسی میشی که نمیتونی کنارش باشی!!! A
nafas-74
هر دومون خیانت کردیم: من شب ها با گریه می خوابیدم و تو… با غریبه