بالاخره یک روز... تمام شناسنامه های دنیا را پاره خواهم کرد! وقتی نام " او " به عنوان " همسر " در شناسنامه تو ست... شناسنامه بی رحم ترین کاغذ پاره ی دنیاست... می دانی... شناسنامه...چیز کثیفی ست!! بیزارم از این شناسنامه های دو به هم زن ! [لينک]
همه جا را گشتی؛من روی مبل افتاده بودم و به تو می خندیدم که این طور همه جا را به هم ریختی به خاطر یه لنگه گوشواره..........و دل من همراه آن گوشواره جا ماند بین آن مبل های سیاه و سفید،در آن اتاق تاریک با لامپ #قرمز[لينک]
دِلَـــم برایتـــ لَـک زده است .. می دانی لَک زدن یعنی چه؟! یعنی لَکه هایی بر روی قَلبَــــم تاریکــــی اَنداخته است میدانی #تاریکی یعنی چه؟ یعنی روزهایَــــم هم بدون تــــو مانند شَب هایم است.. می دانی #شَب یعنی چه؟ یعنی زَمان هایی که سَــــرم بر روی دستَتــــ بود تا بخوابَــــم؛بــــدونِ دیدنِ خواب.. میدانی #خواب یعنی چه؟ یعنی زمان هایی که خداوند میگویَد کَمتَر دَرد بکش .. میدانی دَرد یعنی چه؟ یعنی زمان هایی که بر دوستــــ داشتــــن تو با خودم کنــــار نمی آیم.. می دانی #دوست_داشتن یعنی چه؟ .. هه! نه! نمی دانی دوست داشتن یعنی چه؛ وگرنه نیازی نبود تا معنی همه چیز را برایَتــــ بگویم و تو می ماندی و نگــــاهِ #من ... و من می ماندم و چَشم های #تو............
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 10 روز و 2 ساعت و 2 دقيقه قبل