Nashenas
حال من بد نیست غم کم می خورم کم که نه! هــر روز کم کم می خورم آب می خــواهم، سرابــم می دهند
Nashenas
گاهی اوقات شاید تنها شادی زندگی ام این است که هیچ کس نمی داند تا چه حد غمگینم!
Nashenas
بعضی وقتا اتفاقاتی تو زندگیه آدم میافته که دلت میخواد خدا رو از نزدیک ببینی و تو چشماش نگاه کنی و بگی : خوب که چی مثلا
Nashenas
زنده بودن يا مردن هر کدام دليلي مي خواهد و من هميشه از کاري که دليلي بخواهد متنفرم بوده ام. راه رفتن بدون مقصد لذت عجيبي دارد
Nashenas
عمریست نشسته ام پای لـــرز خربــزه هــــایی که یادم نمیاد کــــی خوردمشون
Nashenas
حالا مي فهمم که چرا اول قصه ها مي گقتند يکي بود يکي نبود . اين قرار بود داستان زندگي ما باشد . هميشه همين بوده . يکي بود يکي نبود .در اذهان شرقي مان نمي گنجد با هم بودن . با هم ساختن . براي بودن يکي ، بايد ديگري نباشد.
Nashenas
من اگه خدا بودم... اینقدر هوای دو نفره رو به رخ تک نفره ها نمیکشیدم
Nashenas
اخه واسه چي وقتي تو خوابم مياي باز مي خواي گير بدي!!!اينجا ديگه ولم كن!!!!!
Nashenas
حالا اشک هایم شبیه تو شده اند ! گریه که می کنم ... نمی آیند ...!
Nashenas
پدران تمام شده اي که خود را آزادي خواه مي دانستند ، مادران افسرده اي که نماد خوشبختي مي شدند .و نسل من ، که سيبلي شده براي تيرهاي حسرت و نصيحت ديگران .
Nashenas
هیچ چیز جز تو در این هستی نیست، دیگران همه توهمی هستند برای تو!