دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نسرین

نسرین
زن - مجرد
امتیاز: 1153

دنبال‌شدگان

(192 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(329 کاربر)

گروه‌ها

(21 گروه)

بازدید

نسرین
نسرین

سلام مسعود - چطوری تو؟؟؟؟خب بیشتر بیا اینجا داداش آخه دنبالر بدون تو هیچه...@masoudk

این ارسال را بازنشر کرده است.
فــرشــیـد
fscvqu7kpf90yev8y0cb.jpg فــرشــیـد
در دوره

آذر ( ) : زنا زود پیر می‌شن، می‌دونی چرا؟ چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب می‌شه. از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن می‌ذاره ازشون پرستاری یه مادرو می‌خواد. گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچه‌های به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم. [ باغ های کندلوس ]

این ارسال را بازنشر کرده است.
Behrooz
Behrooz

بــــــاور کن خيلی حـــــــرف است... وفــــــادار دســــت هايی باشی، که يکبار هم لمســـشان نکرده ای !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

چقدر دلم کسی را نمی خواهد امشب …

این ارسال را بازنشر کرده است.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم! ببرم بخوابانمش! لحاف را بکشم رویش! دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم! حتی برایش لالایی بخوانم، وسط گریه هایش بگویم: غصه نخور خودم جان! درست می شود!درست می شود! اگر هم نشد به جهنم... تمام می شود... بالاخره تمام می شود...!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در Coma

این روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفش ! همین بس که : نفس کشیدنم در این مرگِ تدریجی، مثل خودکشی است ،با تیغِ کُند.

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
dfnvylqjjspmzy1xtirx.jpg ♥ღ سکوت زندگی♥ღ

مگر چقدر میشود پرسه زد در انتهای عقیم روزمرگی و شعله را روشن - خاموش کرد ؟ و همه چیز را سوزاند درعمق حواس پرتی ها ... چقدر میشود دوید و دوید و دوید و دست هایت را گم کرد در اعماق دیوانگی پاهایت که به ایست روی خوش نشان نمی دهد ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
ســجـی
ســجـی

یکی از قسمتای زندگی اینه که همیشه یکی باید رو مخت باشه ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Behrooz
Behrooz

بَـرای بـَعضـی هــآ نبـآیــَد خـُودت بـآشی بـآیـَد یکـی بـآشـی شَبیـه خــُودش!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
saghar
saghar
در مادر...

عشق را میشه توی دستای خسته پدر و توی چشمای نگران مادر دید نه در دستان یک غریبه...

این ارسال را بازنشر کرده است.
بازی با کلمات و دِل واژه ...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
توسط aynor

معلومـ نیســ چـرا وقتــی آدمــ (( درد )) داره بیشتـــر میخنــــــده ........

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ehsan-shiiiiiL
ehsan-shiiiiiL

تمام سپاسم از کسی است که به من نیازی نداشت اما فراموشم نکرد...

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری
در حرف دل

سخته ولی یه وقتایی باید رفت ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Behrooz
Behrooz

آزارم می دهی ... به عمد ... اما من آنقدر خسته ام , آنقدر شکسته ام که هیچ نمی گویم ... حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است ..

این ارسال را بازنشر کرده است.