دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

دخترِ زمستون. درباره »
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
زن - مجرد
امتیاز: 4901

دنبال‌شدگان

(939 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(613 کاربر)

گروه‌ها

(113 گروه)

بازدید

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

عشق به هر لحظه می‌کند / بر همه موجود صدا می‌کند

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

بگیرَم خَفش کنما

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

خسته ی راهماما کلی کار دارم

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

@║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║ به خدا گفت : خداوندا عزیزترین بندگانت چه کسانی هستند ؟ خداوند فرمود : آنان که می توانند تلافی کنند … اما به خاطر من ، می بخشند !

این ارسال را بازنشر کرده است.
✘   farHad    ✘
✘ farHad ✘
در میکده

کاش امشب بود , یه شبی که همه جا سفید بود ُ ساکت و یه اتاق گرم ُ یه خواب آروم . . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

سلاممممممممممممم

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در روزنوشت

تو راه شیرازم الان!(0_*)از الان احساس رخوت بهم دست داده‎:-D:-|‎

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در وقتی...

من دوسدارم تو این گروه متن شعری بذارم‎:-|‎

║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║
║®˳ҐѶӏ˳Д˳Ĥ˳Ÿ˳Д║
توسط آندروید

ما دهه شصتیا رو باید مومیایی کنن بزارن تو موزه اونوقت اونقد بازدید کننده داریم که روی مرد نمکی و فراعنه مصرو هر چی عتیقه ست کم میکنیم از بس بد شانس بودیم و بدترین زمان ممکن پای به دنیا گذاشتیم @✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

این ارسال را بازنشر کرده است.
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
0.321755001318964541_jazzaab_ir.jpg ✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
در خدا

نگران فردایت نباش ، دیروز و امروزت ، فردا هم هست !!!...#شب خوش..

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
uf61ob2hwrnjoph5dcx9.jpg ✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
در خدا

خدایا ببخش که از خود جدا میشوم … و همیشه با منی و من ، گاهی بی خدا می شوم ! .

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

چق خوشگلی تو!! :)
چق خوشگلی تو!! :)

@✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖ به من میاد من دخدر باشم من پسرم میدونی تا حالا چندتا دخدر به خاطر من خود کشی کردن!!! شکست عقشی بهشون دادم

این ارسال را بازنشر کرده است.
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

یه دختربچه با مامانش اومده بود..شناسنامشم بزور اوورده بود ک رای بده..بعد دعوا میکرد با مامانش ک چرا شناسنامه من عکس نداره باید شناسنامه خودتو بدی بمن...اخرشم ناراحت بود با مامانش دعوا میکرد میگفت اقاهه میگه نمیشه رحم(رای) بدی...

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖

خیلی خوابم میومد ...شیطونه نکبتی هم هی گولم میزد بخوابم..اما با خودم فکر کردم دیدم سرنوشت یه مملکت دست منه...دیگ هیچی پاشودم رفتم حماسه افریدم