†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
سکوت رادوست دارم وقتی کلامم، نمی گنجد در فریاد...!
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یادت بهشتی ست... در جهنمِ درونم ...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم /ور تو بگوییم که نی نی شکنم شکر برم
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
وگـــر تــو بــا مــن هــم خــرقــهای و هــمــرازی/ بـگـو کـه صـورت آن شـیـخ خـرقه پوش چه بود
بازی با کلمات و دِل واژه ...
من چگونه ماندم؟!!... تو چگونه رفتی؟!!...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
ديدم بــســر عــمارتی مـــردی فـــرد /کو گِل بلگد می زد و خوارش می کرد
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
مهـتاب بــه نـور دامـن شـب بـشکافت/ می نوش دمی خوش تر از اين نتوان یافت
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
رو بر سر لوح بين که استاد قضا/ اندر ازل آن چه بودنی است ، نوشت...
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
تا دست به اتفاق بر هم نزنیم /پایی ز نشاط بر سر هم نزنیم
غمی به دل دارم...
13 سال و 21 روز و 2 ساعت و 5 دقيقه قبلکه با فریاد هم نمیشنود کسی صدایم...
فریاد سکوت سرب بود
13 سال و 17 روز و 6 ساعت و 51 دقيقه قبلدر آخرین نفس
بی تو باران هم نمی آید
تا مبادا شیشه ی
بغضم بشکند
تا کمی آسوده نفسم را
چاق کنم
بـرای شکستـن سکـوتـ دلِ شکستـه ام
13 سال و 13 روز و 14 ساعت و 10 دقيقه قبلفـریــــــــــادی سـربی می بـاید
برای سکوتت در خونه بازه
13 سال و 12 روز و 20 ساعت و 11 دقيقه قبلبرای شکستم راه درازه
تو بودی که با لبخندت شاد بودم
تو رفتیه و حالا سکوته که شاده
سکـوت شُـد جـواب دلشکستـگی...
13 سال و 1 روز و 22 ساعت قبلمگـو از راهِ دراز کـه خستـه ی روزگـار را نیست پای رفتـن ...
نمی شناسم شادی را...خنده را...
از بس سکوت تلخ روزگـار نوش کردم ...!!